از مشاوران نظامى و سياسى خود مدد جُست و از آنها خواست در اين باره بينديشند و نظر بدهند . آنان نخست به قدرت نظامى و تسليحاتى خود تكيه زدند ولى سرانجام ، تصميم نهايى را به بلقيس سپردند : « قالُوا نَحْنُ اولُوا قُوَّةٍ وَ اولُوا بَأْسٍ شَديدٍ وَالْامْرُ الَيْكِ فَانْظُرى ماذا تَأْمُرينَ » « 1 » گفتند ما سخت نيرومند و دلاوريم ولى اختيار كار با توست ، بنگر چه دستور مىدهى ؟ او درصدد موازنهء قدرت برآمد و تصميم گرفت با ارسال هديهاى قابل توجّه حضرت سليمان را بيازمايد كه آيا او پيامبر است يا مقتدرى طغيانگر ؟ حضرت سليمان هداياى ملكهء سبا را نپذيرفت و به فرستادگان او گفت : « اتُمِدُّونَنِ بِمالٍ فَما ءاتنِىَ اللَّهُ خَيْرٌ مِمَّا اتيكُمْ » « 2 » آيا مرا به مالى كمك مىدهيد ؟ آنچه خدا به من عطا كرده ، بهتر است از آنچه به شما داده است . بلقيس به مقام عظيم و منزلت معنوى سليمان پى برد و براى پذيرش دعوت او با همراهان خويش به سوى وى رهسپار شد . آن حضرت همزمان تخت بلقيس را بوسيلهء يكى از پيروانش ، با عملى خارقالعاده و در يك لحظه از يمن انتقال داد و در مجلس حاضر كرد و در معرض نمايش نهاد تا قدرت غير عادى خود را به او نشان دهد و نيز بهمنظور تفوّق توان مادى خود بر ملكه « سبا » دستور داد كاخى بلورين و عظيم ساختند . « 3 » ملكهء سبا با ديدن آن تخت و اين ساختمان بلورين كه در زير آن آب متراكم موج مىزد به حقانيت و پيامبرى حضرت سليمان آگاه شد و گفت : « . . . رَبِّ انّى ظَلَمْتُ نَفْسى وَ اسْلَمْتُ مَعَ سُلَيمانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ » « 4 » پروردگارا ، من به خود ستم كردم و [ اينك ] با سليمان در برابر خدا ، پروردگار جهانيان تسليم شدم .
تاريخ از ديدگاه قرآن و نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 97
مساهمون: جعفر وفا
ص٩٧
هامش
( 1 ) - نمل ( 27 ) ، آيهء 33 .
( 2 ) - همان ، آيهء 36 .
( 3 ) - همان ، آيهء 44 .
( 4 ) - همان .