خلاصه
حادثهء « اصحاب اخدود » از حوادث تكاندهندهء تاريخ بشريت است . آنها عدّهاى از يهود بودند كه پيروان مكتب آسمانى را به جُرم ايمان به خدا ، در كورههاى آدمسوزى زنده زنده مىسوزاندند .
يادآورى اين واقعه ، پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را به تأثّر عميق فرو مىبرد و از سختى بلا به خدا پناه مىبرد .
حضرت على عليه السلام ، ميثم تمّار و تعدادى از يارانش را نمودارى از سوختگان اصحاب اخدود و نشانهاى از ايثار و استقامت آنان اعلام مىكرد .
هنگامى كه حضرت سليمان عليه السلام توسط « هُد هُد » مطّلع شد كه زنى در « سباء » بر مردم آفتاب پرست اين سرزمين حكومت مىكند ، طى نامهاى او را به توحيد فرا خواند . بلقيس نخست او را با هداياى زياد آزمايش و به نبوّت وى يقين كرد . سپس به ديدار او شتافت و با مشاهدهء كاخ بلورين و قصر استثنايى حضرت سليمان آيين او را پذيرفت .
« قوم تُبَّع » از اقوام مقتدر ، متموّل و حاكم يمن بودند . آنها به دليل غرور ناشى از قدرت مالى و دفاعى ، به مواعظ بزرگِ قبيلهء خود « اسعد ابوكرب » گوش فرا ندادند و از اصل فطرى توحيد و فضايل انسانى روگردان شدند و به گمراهى خود اصرار ورزيدند و در نتيجه به هلاكت رسيدند .
حوادث مهمّى از تاريخ اسلام و مسلمانان ، اديان و اقوام گذشته ، در نهجالبلاغه آمده است كه سرگذشت « اصحاب رَسّ » از جملهء آنهاست ؛ آنان قومى بودند كه درخت صنوبرى مىپرستيدند و به تعداد دوازده شهر بزرگ و آباد خود جشن مىگرفتند و پاى درختها و چشمهسارهاى خود قربانى مىكردند . خداوند پيامبرى را برايشان فرستاد ولى او را كشتند . خداوند هم نابودشان كرد .
تاريخ از ديدگاه قرآن و نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 101
مساهمون: جعفر وفا
ص١٠١