گرچه « تُبّع » به پادشاهان يمن گفته مىشود ولى در اينجا مقصود يكى از سران اين قوم است كه « اسعد ابو كرب » نام داشت او مردى بود مؤمن و عاقل و انگيخته شدن پيامبر اسلام را لحظهشمارى مىكرد و به مردم مدينه توصيه مىنمود كه وقتى محمد صلى الله عليه و آله مبعوث شد بر او ايمان بياورند و از او پشتيبانى كنند و خود او طبق روايات اسلامى به پيامبر اسلام ايمان آورد ولى افرادى كه زير سلطهء او بودند به سخنانش گوش نسپردند و به پيامبر خدا ايمان نياوردند خدا هم نابودشان ساخت . « 1 »
حوادث تاريخى در نهجالبلاغه
امام على عليه السلام در نهجالبلاغه ، افزون بر تحليل ، ارزشيابى ، و تبيين عوامل تكامل و انحطاط تاريخ و تمدّن ، به سرفصلهاى مهم تاريخى مىپردازد از جمله : پيدايش انسان و جهان ، بعثت پيامبران و اشاره به زندگى برخى از آنان همانند : صالح ، سليمان ، داوود ، بنى اسرائيل ، دوران جاهليّت و عصر بعثت ، حيات پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله از ولادت تا وفات .
حيات سياسى خود و تحليل مقاطع حسّاس زندگى خويش چون : سقيفه ، جمل ، صفّين ، حكميّت ، خوارج و مبارزه با بنى اميّه و . . . بهعلاوه ، حضرت در مواردى دربارهء افرادى كه در سير صعودى تاريخ نقشى داشتند ؛ سخن گفته است همانند مالك اشتر ، ابن عباس ، عمار ياسر ، اباذر و . . . همچنين به تاريخچهء اشخاصى كه در ركود مقاطعى از تاريخ اسلام نقش داشتهاند اشاره مىكند مانند معاويه ، عمرو عاص ، طلحه ، زبير ، مروانبن حكم و . . . .
امام عليه السلام در مواردى از زندگى برخى از امم و اقوام گذشته پرده برمىدارد و بخشهاى عبرتانگيز آنها را به نمايش مىگذارد كه به بيان يكى از آنها مىپردازيم :
اصحاب رسّ :
اين قوم ، زندگى خرافهآميز داشتند از پيامبران و پيام آنان سرپيچى مىكردند و سرانجام تن به ذلت و خوارى دادند و به هلاكت رسيدند و عبرتى براى آيندگان گشتند چنان كه حضرت على عليه السلام مىفرمايد :
« ايْنَ اصْحابُ مَدائِنِ الرَّسِّ الَّذينَ قَتَلُوا النَّبِيِّينَ ، اطْفأُوا سُنَنَ الْمُرْسَلينَ وَ احْيَوْا
هامش
( 1 ) - ر . ك : ترجمهء الميزان ، ج 18 ، ص 231 - 236 ؛ و تفسير نمونه ، ج 21 ، ص 194 - 196 .