پديدآورندگان اين حادثهء دلخراش و غيرانسانى اعلام مىدارد . پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نيز از آن با نفرت و انزجار ياد مىكرد و مىفرمود : « ما ذَكَرْتُ اصْحابَ الْاخْدُودَ الَّا تَعَوَّذْتُ بِاللَّهِ مِنْ جَهْدِ الْبَلاءِ » « 1 » هرگاه حادثهء اصحاب اخدود را يادآور مىشوم از سختى بلا به خدا پناه مىبرم . از اينكه قرآن جز عنوان « اصحاب الاخدود » از اين آتشافروزان نام و نشانى نياورده معلوم مىشود كه منظورى جز شناساندن همين عنوان ندارد . و آن نمايانگر بارزترين نمونهء فداكارى و پايدارى در جبههء حق و سنگدلى و شقاوت در جبههء باطل است كه در خلال تاريخ بشر نمونههاى بسيار دارد . « 2 » به همين دليل مىتوان آيه را تعميم داد و با حادثهاى مشابه تطبيق كرد زيرا مقصود قرآن همهء كسانى است كه در راه اعتلاى توحيد به هر بلايى تا سوختن در شعلههاى آتش مقاومت مىكنند . مؤيّد اين تعميم ، حديثى از ميثم تمار است كه مىگويد : امير مؤمنان عليه السلام اصحاب اخدود را به ياد آورد و فرمود : « آنان ده تن بودند و امثال آنها ده تن ديگرند كه در اين بازار [ كوفه ] كشته خواهند شد » « 3 » مقصود حضرت خود ميثم و نه تن ديگر از دوستان او بوده است كه پس از واقعهء كربلا به دستور ابن زياد در بازار كوفه « مصلوبشان » كردند . « 4 »
تاريخ از ديدگاه قرآن و نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 96
مساهمون: جعفر وفا
ص٩٦
هُد هُد با يك خبر تازه و شگفتانگيز پيش حضرت سليمان آمد و گزارش داد كه در سرزمين « سبا » زنى را يافتم كه بر مردم اين سامان حكومت مىكند و همگى به جاى خدا ، خورشيد را مىپرستند . حضرت سليمان طى نامهاى آنان را به يگانهپرستى فراخواند . « بلقيس » پادشاه آنان ، نامه را دريافت ولى بطور انفرادى تصميم نگرفت بلكه
هامش
( 1 ) - پرتوى از قرآن ، قسمت اول از جُزء سيم ، ص 308 .
( 2 ) - همان ، ص 309 .
( 3 ) - همان ، ص 310 .
( 4 ) - همان ، ص 311 .