« وَاتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصيبَنَّ الَّذينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خاصَّةً » « 1 » و از فتنهاى كه فقط به كسانى از شما كه ستم كردهاند نمىرسد [ بلكه ستم ناكردگان را نيز در برمىگيرد ] بترسيد .
تشابه تاريخ
حوادث تاريخى تشابه زيادى به هم دارند و در حقيقت داراى يك ماهيّت هستند . اين نكته را با دقّت در آيات قرآن ، مىتوان به دست آورد . از جمله حضرت شعيب خطاب به قوم خود مىگويد : « وَ يا قَوْمِ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شِقاقى انْ يُصيبَكُمْ مِثْلُ ما اصابَ قَوْمَ نُوحٍ اوْ قَوْمَ هُودٍ اوْ قَوْمَ صالِحٍ وَ ما قَوْمُ لُوطٍ مِنْكُمْ بِبَعيدٍ » « 2 » اى قوم من : ستيزهجويى با من شما را به آنجا نكشاند كه همانند آنچه به قوم نوح يا قوم هود يا قوم صالح رسيد ، به شما هم برسد و قوم لوط از شما دور نيست . در اين آيه ، دو اصل از اصول ثابت تاريخ مطرح شده است : يكى نزول عذاب بر مخالفان انبيا ؛ دوم تشابه سرنوشتهاى مجرمان و تناسب گناه و مجازات . جملهء « وَ ما قَوْمُ لُوطٍ مِنْكُمْ بِبَعيدٍ » بيانگر اين نكته مىباشد : از يكسو ميان قوم لوط كه در سرزمين سدوم [ منطقهاى از فلسطين ] مىزيستند و ميان قوم شعيب كه در نزديكى سرزمين « مدين » زندگى مىكردند فاصلهاى نبود و در حقيقت بر سر راه اينها بودند . « 3 » و از نظر زمانى هم باز فاصلهء زيادى نبود چرا كه فاصلهء زمانى ميان آنها كمتر از سه قرن بود « 4 » و چندان دور نبود كه تاريخشان به دست فراموشى سپرده شده باشد . امّا از نظر عمل هرچند ميان انحرافات اخلاقى قوم لوط و انحرافات اقتصادى قوم شعيب فرق بسيار بود ولى هردو در توليد فساد در جامعه و بههم ريختن نظام اجتماعى و از ميان بردن فضائل اخلاقى و اشاعهء فساد با هم شباهت داشتند . « 5 »