نهجالبلاغه و قانونمندى تاريخ
در نهجالبلاغه گفتارهايى است كه بر قانونمندى تاريخ دلالت مىكند از جمله : « عِبادَاللَّهِ انَّ الدَّهْرَ يَجْرى بِالْباقينَ كَجَرْيِهِ بِالْماضينَ لا يَعُودُ ما قَدْ وَلَّى مِنْهُ وَ لا يَبْقى سَرْمَداً مافيهِ اخِرُ فَعالِهِ كَاوَّلِهِ مُتَشابِهَةٌ امُورُهُ مُتظاهِرَةٌ اعْلامُهُ » « 1 » اى بندگان خدا روزگار بر باقيماندگان همانگونه مىگذرد كه بر پيشينيان گذشت . آنچه از آن گذشته ، باز نمىگردد و آنچه در آن است ، جاويدان نمىماند . آخرين كارش همچون اولين كار اوست ، كارهايش شبيه يكديگر و نشانههايش روشن و آشكار است . هر چند جريانهاى تاريخى ، قضاياى شخصى هستند و قابليّت بازيابى مجدد را ندارند ولى قوانين برگرفته از آنها همواره و همهجا حاكميت دارد و غفلت از آنها خسارت عظيمى بهبار مىآورد . بههمين دليل اميرمؤمنان عليه السلام در نهجالبلاغه ، گوشههايى از جريانها و حادثههاى تاريخى و اصول حاكم بر تاريخ را يادآور مىشود و از پيروانش مىخواهد كه از سرنوشت امّتهاى گذشته عبرت گيرند و پند بياموزند ، زيرا همان سنّتها و نواميسى كه بر پيشينيان حكومت مىكرد ، در تمام جوامع بشرى جريان خواهد داشت . « 2 »