تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ از ديدگاه قرآن و نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤

و در جاى ديگر مىفرمايد : « وَ ما اهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ الَّا وَ لَها كِتابٌ مَعْلُومٌ » « 1 » و ما اهل هيچ شهر و ديارى را هلاك نكرديم مگر اينكه اجل معيّن و زمان تغييرناپذيرى داشتند .

نظر اسلام

با دقت در قرآن و نهج‌البلاغه معلوم مىشود كه تكامل تاريخ از ديدگاه اسلام به صورت « تكامل مجموعى » است . يعنى حركت و سير تاريخ در مجموع در جهت پيشرفت است . گرچه جامعه توقف دارد ، صعود دارد ، سقوط و زوال دارد ؛ ولى در نهايت يك سير متعالى را طى مىكند و به سوى پيشرفت و كمال و سعادت مىرود . همانند قافله‌اى كه پيوسته پيش مىرود گاهى مىايستد ، گاهى عقب برمىگردد و گاهى هم بر خلاف مسيرش حركت مىكند ولى در مجموع هميشه از مبدأ خود دور و به مقصد نهايىاش نزديكتر مىشود . « 2 » بنابراين اگر هر جامعه‌اى را به تنهايى در نظر بگيريم هر كدام يك دورهء معينى دارد كه آن را سپرى مىكند اما اگر جامعهء جهانى را در نظر بگيريم هر چند ركودها و وقفه‌هاى مقطعى پيش مىآيد و تمدن يا جامعه‌اى به خط آخر مىرسد ولى سير نهايى آن صعودى و تكاملى است . « 3 » يعنى طبق سنن الهى ، امتها بوجود مىآيند و دورانى را در حالات مختلف توحيد و شرك سپرى مىكنند و سرانجام آفتاب عمرشان غروب مىكند اما درنهايت جامعه‌اى ايجاد مىگردد لبريز از عدل و برابرى و تأمين‌كنندهء كمال و بقاى انسان و انسانيّت . زيرا از نظر قرآن جامعه‌ها ، تمدنها و فرهنگها بسوى يگانه و متحدالشكل شدن سير مىكند و آيندهء جوامع انسانى جامعهء جهانى واحد تكامل يافته است كه در آن ، بشر به كمال

هامش
( 1 ) - حجر ( 15 ) ، آيهء 4 .
( 2 ) - ر . ك : جامعه و تاريخ از ديدگاه قرآن ، محمد تقى مصباح ، ص 164 .
( 3 ) - سنتهاى اجتماعى در قرآن ، ص 38 .