خلاصه
نقد و نظر مجموعى ، از شيوههاى خاصّ قرآن و نهجالبلاغه در مسائل تاريخى است ؛ يعنى قرآن ، افزون بر شخصيّت فردىِ يكايك مردم ، براى امّت نيز شخصيّت مستقل قائل است و انعكاس كارهاى خوب و بد را در آيينهء كُلّى جامعه مىبيند و در پاداش و مجازات ، همهء آنها را شركت مىدهد همچنين نسلهاى گذشته و آينده را در ساختار تاريخ ، در يك رديف مىشمارد و سرنوشت جوامع را با تقطيع زمان و در طول و عرض هر عصر و نسل ، تحليل مىكند . چگونگى بيان مقطعى از تاريخ يهود ، قوم ثمود و برخورد حضرت نوح با قوم خود ، نمونهء بارزى از اين شيوه است و همچنين استعمال اصطلاحاتى چون ، جيل ، جماعت و . . . نمودار روشنى از اين روش در نهجالبلاغه محسوب مىشود .
در نظر گرفتن تشابه و نقاط مشترك حوادث ، و همچنين موازنه و تطابق در دو شخصيّت يا در دو حادثهء تاريخى ، روش ديگرى در تجزيه و تحليل مقولههاى تاريخ در قرآن و نهجالبلاغه است . درك اين روش و موارد آن ، دقّت بيشترى مىطلبد و آثار زيادى بهدنبال دارد . نقل گوشههايى از تاريخ زندگى حضرت مريم ، زكريا ، يحيى و عيسى عليهم السلام و همچنين مقايسهء صاحب دو باغ با ذوالقرنين به ترتيب از مصاديق بارزِ روشِ « تقارن » و « موازنه » است .
انديشهزايى ، انگيختگى بر تدبّر و تشويق به برداشت صحيح و مثبت از رويدادها شيوهء ديگرى از نگرش تاريخى قرآن و نهجالبلاغه است . مطالعه در آثار محسوس بيتاللَّه . يادآور تاريخ گذشتهء آن و گوياى شخصيت آسمانى سازندهء آن است و به همين دليل « آيات بينات » خوانده شده است .
پرسش
1 - مقصود از نگرش مجموعى چيست ؟
2 - بعد عمودى نگاه كُلّى بر امّت را با ذكر نمونهاى توضيح دهيد .
3 - روش « تقارن » با « موازنه » چه فرقى دارد ؟
4 - انديشهزايى چه روشى است ؟
تاريخ از ديدگاه قرآن و نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 44
مساهمون: جعفر وفا
ص٤٤