براى شما سرمشق خوبى در زندگى ابراهيم و كسانى كه با او بودند وجود دارد . اين دو منبع بزرگ ( قرآن ونهجالبلاغه ) همچنانكه از جبههء حق ، شخصيتهايى چون ابراهيم ، موسى ، صالح ، شعيب و يوسف و . . . عليهم السلام را به عنوان اسوه معرفى مىكنند ، از جبههء باطل هم افرادى را كه در تاريخ نقش منفى داشته و منشأ انحرافات فكرى و عملى گشتهاند به عنوان شخصيتهاى « عبرتآموز » معرفى مىكنند ، همانند « فرعون » ، « قارون » ، « نمرود » ، قوم « عاد و ثمود » ، « ابولهب » و « زليخا » و . . . . حضرت على عليه السلام در خطبهاى از اين دو گروه ( حق و باطل ) سخن گفته و با استعانت از تاريخ ، سيماى هر يك از اقوام حق و باطل را مجسم مىسازد و مىفرمايد : « . . . چه ضررىكردند برادران ما كه در جنگصفين خونشان به زمينريخت ( و به شهادت رسيدند ؟ ) اگر امروز نيستند كه آب تيره و فتنهها بنوشند و غصهها بخورند . به خدا سوگند آنها خدا را ملاقات كردند و مزدشان دادهشد و خداوند آنان را بعد از « خوف » در سراى « امن » خويش جايگزين ساخت . كجايند برادران من ؟ همانها كه سواره به راه مىافتادند و در راه حق قدم بر مىداشتند كجاست « عمّار » ؟ كجاست « ابن تيهان » ؟ و كجاست « ذوالشّهادتين » ؟ و كجايند نظير آنها از برادرانشان كه پيمان بر جانبازى بستند و سرهاشان بسوى ستمگران فرستاده شد ؟ ! . . . » « 1 » در خصوص افراد باطل كه براى آيندگان مىتوانند مايهء عبرت باشند مىفرمايد : « بى شك تاريخ قرون گذشته ، براى شما بسى عبرت آور است : كجايند « عمالقه » ؟ و فرزندانشان ؟ كجايند فرعون و فرعونيان ؟ كجايند دار ودستهء شهرهاى « رس » ؟ همانها كه پيامبران را كشتند ، سنتهاى رسولان را خاموش كردند و به جايشان سنتهاى جباران را احيا كردند . كجايند آن زورمداران كه ارتشهاى عظيمى را بسيج مىكردند رقباى خود را هزارهزار در هم مىشكستند ، لشگرها آرايش مىدادند و شهرها پى مىنهادند . » « 2 »
تاريخ از ديدگاه قرآن و نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 31
مساهمون: جعفر وفا
ص٣١
هامش
( 1 ) - نهجالبلاغه ، خطبهء 182 ، ص 264 .
( 2 ) - همان .