البتّه قرآن گرچه دراصل تاريخ با اتّكا بر اعتبار وحى سخن مىگويد ولى در مورد آثار و پيامدهاى دنيوى حوادث ، به روش تجربى توصيه كرده و بطور مكرّر پيروانش را به ملاحظهء آثار گذشتگان فرا مىخواند : « قَدْ خَلَتْ مِنْقَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسيرُوا فِىالْارْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَكانَ عاقِبَةُالمُكَذِّبينَ » « 1 » پيش از شما ، سنتهايى وجود داشت ؛ پس بر روى زمين ، گردش كنيد و ببينيد سرانجام تكذيب كنندگان چگونه بود ! حضرت على عليه السلام مىفرمايد : « آيا در آثار گذشتگان براى شما جلوگيرى ( از ارتكاب فساد نيست ) و آيا در سرگذشت نياكانتان اگر تعقّل كنيد عبرتى برايتان نيست ؟ آيا نمىبينيد كه گذشتگانتان بر نمىگردند و جانشينانى كه از آنان ماندهاند ، بقايى ندارند ؟ . . . » « 2 »
2 - الگوسازى
از آنجا كه وجود الگو از نظر تعليم و تربيت تأثير زيادى بر افراد و جامعه دارد قرآن و نهجالبلاغه براى درسآموز بودن تاريخ واخذ تجربه و تربيت از آن ، به « سمبل » و « اسوه » قرار گرفتن چهرههاى شايسته ، توصيه و تصريح مىكند ؛ دربارهء حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد : « لَقَدْ كانَ لَكُمْ فى رَسُولِ اللَّهِ اسْوَةٌ حَسَنَةٌ » « 3 » براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى است . و دربارهء حضرت ابراهيم عليه السلام مىفرمايد : « قَدْ كانَتْ لَكُمْ اسْوَةٌ حَسَنَةٌ فى ابْراهيمَ وَالَّذينَ مَعَهُ » « 4 »