حالت مستثنى نيست يعنى به نيروى محركى نياز دارد كه پيوسته آن را از ركود و سكون و آلودگيها و مرگ و ميرها نجات دهد و به سوى ، « تحرك » ، « پاكى » ، و « بيدارى » فراخواند و اين كار از ديدگاه نهجالبلاغه از علم تاريخ ساخته است . يا دستكم مىتوان گفت تاريخ در احياى دل فرد و جامعه نقش عمدهاى دارد . حضرت على عليه السلام خطاب به فرزندش امام حسن عليه السلام مىفرمايد : « قلبت را با موعظه و اندرز زنده كن . . . و با نشان دادن فجايع و مصائب دنيا آن را بصير گردان و از حملات روزگار و زشتيهاى گردش شب و روز برحذرش دار ! اخبار گذشتگان را بر او عرضه كن و آنچه را كه به پيشينيان رسيدهاست يادآوريش كن . در ديار و آثار مخروبهء آنها گردش نما و درست بنگر كه آنها چه كردهاند . » « 1 » تاريخ در نهجالبلاغه ، به مثابهء شخص دلسوز و آگاه معرفى شدهاست كه در مراحل مختلف زندگى به انسان هوشمند ، رهنمود مىدهد : « الْفِكْرُ مِرْاةٌ صافِيَةٌ وَ الْاعْتِبارُ مُنْذِرٌ ناصِحٌ » « 2 » تفكر آيينهء زندگى و عبرتگرفتن ( از تحولات تاريخى ) بيمدهندهاى خيرخواه است . نهجالبلاغه افزون بر اينكه ما را به مطالعه و سير و تحقيق در تاريخ ترغيب مىكند خود در نقل حوادث و وقايع مهم و حساس تاريخى پيشگام است و بيش از هر كتاب سخن از تاريخ به ميان آوردهاست ؛ در نخستين خطبهء آن ، مقاطع مهمى از تاريخ عنوان شدهاست . همانند تاريخ پيدايش جهان و مراحل طبيعى آن ، آفرينش انسان نخستين ( حضرت آدم عليه السلام ) ، خلقت فرشتگان و بعثت انبيا عليهم السلام كه همهء اينها نشانگر اهميت تاريخ در نهجالبلاغه است .
تاريخ از ديدگاه قرآن و نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 27
مساهمون: جعفر وفا
ص٢٧
هامش
( 1 ) - نهجالبلاغه ، نامهء 31 ، ص 392 .
( 2 ) - همان ، حكمت 365 ، ص 538 .