و از نظر « ايجى » عبارت است از : « آشنايى با اوضاع و احوال جهان » « 1 » و نظر « سخاوى » چنين است : « علم به اوضاع و احوال انسان و زمان ، در چهارچوبى عام . » « 2 » برخى ديگر بر اين عقيدهاند كه تاريخ عبارت است از : « حوادث و رويدادهايى كه به وجود آمده و در نقطهاى از زمان از ميان رفتهاند . » « 3 » مقصود از تاريخ بويژه تاريخ « علمى و آموزنده » صرف روايت و نقل وقايع نيست بلكه هدف اصلى فراهم آوردن موادّى است تا قوانين كلّى كه در پشت اين رويدادها نهفته است به دست آيد . « 4 » پس گردآورى اطلاعات دربارهء حوادث مهم در راه مقصودى كه تاريخ دنبال مىكند ، گام اوّل است نه رسالت نهايى آن . و اين نوع برداشت ، تاريخ را تنها قوّهء حافظهء نوع انسان و وسيلهاى براى ضبط حوادث معرفى مىكند و نمىتواند آن را در قلمرو علم قرار بدهد . « 5 »
بينش تاريخى قرآن
تاريخ از ديدگاه قرآن ، مجموعهء وقايع و حوادثى است كه در چارچوب قوانين و سنتهاى تغييرناپذير بروز كردهاند و بايد به عنوان تجربه و عبرت ، در فراروى آيندگان قرار گيرند . اسلام ، تاريخ گذشته را با زندگى امروز مرتبط و شناخت درست آن را دانشزا و ايمانبخش مىداند :
هامش
( 1 ) - تاريخِ تاريخ نگارى در اسلام ، ص 26 - 27 .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - همان .
( 4 ) - نقش شخصيتها در تاريخ ، محمد تقى جعفرى ، ص 3 .
( 5 ) - فلسفهء تاريخ ابن خلدون ، محسن مهدى ، ترجمهء مجيد مسعودى ، ص 92 - 93 ، تلخيص .