درس پانزدهم سنّتهاى تاريخى ( 2 )
در قرآن و نهجالبلاغه همهء سنّتهاى الهى تبيين شده است كه ما به اختصار به برخى از آنها اشاره مىكنيم با يادآورى اين نكته كه سنّتهاى اجتماعى در دو محور مطلق و مشروط بيان شده است و به ديگر سخن ، سنتها بر دو نوع است : مطلق و مشروط
1 - سنتهاى مطلق
سنتهاى مطلق به آن دسته از سنتهايى گفته مىشود كه مفهوم و مورد آن عمومى و ابتدايى است و معلول رفتار و عكسالعمل مردم نيست ، بلكه در هر شرايطى تحقق مىيابد كه به دو نمونه اشاره مىشود :
الف - هدايت عمومى :
آنچه از قرآن و روايات امامان معصوم و شواهد تاريخى برمىآيد ، اين استكه خداوند در طول تاريخ پيامبرانى را براى هدايت « امّتها و جامعهها » برانگيخته است نه به سوى « يكايك افراد » . تعبيرات « امّت » « قريه و قرى » كه در ارتباط با انبيا ذكر شده است مؤيّد اين معناست : « وَ لَقَدْ بَعَثْنا فى كُلِّ امَّةٍ رَسوُلًا انِ اعْبُدُواللَّهَ . . . » « 1 » و ما براى هر امتى رسولى برانگيختيم تا « خداى يكتا را » بپرستيد . « وَ ما اهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ الَّا لَها مُنْذِروُنَ » « 2 » و ما [ مردمِ ] هيچ شهر و ديارىرا هلاكنكرديم مگراينكه انذاركنندگانى ( از پيامبرانالهى ) داشتند .
هامش
( 1 ) - نحل ( 16 ) ، آيهء 36 .
( 2 ) - شعرا ( 26 ) ، آيهء 208 .