تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى مذاهب و فرق (فارسى) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١

مىنگرد ، در اين صورت منظور اين است كه او در كارش مستقل نيست و تابع دستور مقام مافوقش است . بنابراين هر نگاهى ملازم با رؤيت حسّى نيست بلكه بايد با توجه به قراين ، معناى كنايى آن را به‌دست آورد و در آيهء ياد شده با توجه به قرينه مقابله ، انتظار رحمت و لطف منظور است نه رؤيت حسى ، زيرا آيه مردم را دو دسته مىكند : 1 - چهره‌هاى شاد و خرم . 2 - چهره‌هاى غمگين و گرفته . گروه دوم با توجه به مدلول آشكار بند چهارم آيات ، در انتظار كيفر و عذاب كمرشكن هستند ؛ قهراً به قرينهء مقابله بايد گروه نخست در انتظار رحمت خدا باشند . خلاصه اگر پيش داورى قبلى نباشد و نخواهيم آيه را دليل بر اعتقاد خود قرار دهيم ؛ مدلول جدى در آيه روشن است . امّا به‌نظر مىرسد كه عقايد يهود « 1 » به‌عنوان سنت نبوى از طريق كعب‌الأحبارها در معارف الهى اسلام سرايت نموده و اشاعره و اهل حديث با يك بينش قبلى در امكان رؤيت خدا ، دنبال به دست آوردن دلائلش از قرآن برآمدند . ب - اگر آيهء « الى رَبِّها ناظِرَةٌ » را از آيات ، متشابه فرض كنيم ، بايد با رجوع به آيات محكم معناى واقعى آن را به دست آوريم كه آيهء زير يكى از آنهاست : « لا تُدْرِكُهُ الْابْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ » « 2 » چشم‌ها او ( خدا ) را نمىبينند ولى او ديدگان را مىبيند . واژهء « درك » در پرتو حسّى كه به آن نسبت داده مىشود ، معانى متفاوتى به خود مىگيرد ؛ اگر به چشم نسبت داده شود ، مقصود ديدن است و اگر به گوش نسبت داده شود ، شنيدن منظور است . و آيه در مقام بيان امتيازى است كه خداوند در اثر عظمت و رفعت مقام داراى آن است و آن اين‌كه مىبيند ولى ديده نمىشود و تخصيص اين امتياز به دنيا و تجويز رؤيتش در آخرت با مفاد و هدف آيه سازگار نيست .

هامش
( 1 ) - مواردى از رؤيت خدا در منابع يهودى : « من خدا را بر كرسى خود نشسته ديدم و تمامى لشگر آسمان نزد وى به‌طرف‌راست و چپ ايستاده بودند . » ، « او كه بر آسمانها نشسته مىخندد » ، « امتها چرا بگويند كه خداى ايشان كجاست اما خداى ما در آسمانهاست » به ترتيب ر . ك : عهد عتيق ، كتاب اول پادشاهان ، باب 22 ؛ مزمور دوم و يكصد و پانزدهم از كتاب مزامير داود .
( 2 ) - انعام ( 6 ) ، آيهء 103 .