1 - ظهور ابتدائى يا دلالت تصورى « 1 » كلمات كه كاشف از منظور جدى خداوند نيست . 2 - ظهور مستقر يا دلالت تصديقى كه با ملاحظهء قراين متصله و منفصله ، كاشف از مراد جدى است . با توجه به اين بيان ، هيچكدام از آيات مورد نظر اشاعره ، ظاهر در تجسيم و تشبيه نيستند تا نيازمند آن باشيم كه قيد « بدون كيفيت » را همراه صفات خبرى به كار بريم ، زيرا جملهاى همانند « يد الله فوق أيديهم » كنايه از برتر بودن قدرت خداوند است و استعمال كنايى و مجازى با تكيه بر قراين متصله يا منفصله « 2 » ، خلاف اصول عقلايى محاوره نيست . و نيز آنگونه كه معتزله مىگويند نيازمند به تأويل نيستيم چون آنان در مواردى بدون توجه به قرائن ، ظهور ابتدايى لفظ را مقصود جدى دانسته و به پندار اينكه مخالف حكم عقل است ، تأويل كرده و بر خلاف معناى ظاهر حمل كردهاند در حالىكه با توجه به قراين ، مدلول تصديقى و ظهور مستقر جملهاى همانند « يدالله فوق أيديهم » برتر بودن قدرت خداوند از مردم است و هيچگاه مقاصد جدى آيات و احاديث با احكام قطعى عقل ، مخالف نيست . نتيجه اينكه براى امثال ابوالحسن اشعرى ، ظهور ابتدايى و دلالت تصورى عبارات قرآن و احاديث با ظهور مستقر و دلالت تصديقى آنها خلط شده و در خطا افتادهاند و اگر آنان در آيات مربوط به صفات خبرى از چنين درى وارد مىشدند ، تشبيه اهل حديث را بهگونهاى ديگر - نه با اضافه كردن قيد بلاكيف - پاسخ مىدادند .
بررسى مذاهب و فرق (فارسى) — صفحة 79
مساهمون: عليرضا على نورى
ص٧٩
قبل از اشاعره ، امام اهل حديث احمد بن حنبل نيز ديده شدن خدا در قيامت را جزو عقايد سلف صالح شمرده و انكار آن را بدعت شمرده است .
هامش
( 1 ) - منظور از دلالت تصورى معنايى است كه از شنيدن لفظ به ذهن مىآيد ولو آن را از شخص خوابيدهاى بشنويم و مقصود از دلالت تصديقى اين است كه ظاهر لفظ با توجه به قراين حاكى از اين باشد كه گوينده معنا را قصد كرده و هدفش از القاء لفظ ، تفهيم آن معناست . ر . ك : دروس فى علم الاصول ، الحلقة الاولى ، سيد محمدباقر صدر ، ص 106 ، دارالكتاب اللبنانى .
( 2 ) - قرينهء متصله ، امرى است پيوسته به كلام و همراه آن و قرينهء منفصله چيزى است جداى از كلام ، مانند آيه « ليس كمثله شىء » نسبت به آياتى كه در نظر اشاعره بر صفات خبرى دلالت دارند .