گناه كبيره ، موجب رواج اين بحث در جامعهء اسلامى شد كه بهراستى اگر كسى گناه كبيره انجام داد حكمش چيست ؛ آيا مؤمن است و به قدر گناهش كيفر مىشود يا اصلًا كافر شده است ؟
نقطهء مقابل خوارج « مرجئه » بودند . آنان گفتند با وجود ايمان ، گناه و معصيت هر چند كبيره باشد ، ضررى ندارد چنانكه با وجود كفر نيز اطاعت خدا سودى نمىبخشد .
گويند در همين راستا مردى نزد حسن بصرى ( متوفاى 110 ه ) آمد و نظرش را دربارهء كسى كه گناه كبيره انجام دهد جويا شد . او در فكر فرو رفت . قبل از دادن پاسخ ، شاگردش و اصل بن عطا ، جواب سؤال كننده را اينگونه داد :
من نمىگويم صاحب گناه كبيره بطور مطلق مؤمن يا كافر است بلكه بين آن دو است ؛ نه مؤمن است نه كافر .
سپس برخاست و بهسوى يكى از ستونهاى مسجد رفت و پاسخ خودش را براى گروهى از ياران حسن بصرى تقرير نمود . حسن بصرى به وى گفت :
« إِعْتَزَلَ عَنَّا واصِلٌ »
و اصل از ما كنارهگيرى كرد .
اعتزال بهمعناى كنارهگيرىاست . ازاين جهت واصلبنعطا و يارانش معتزله ناميده شدند . « 1 »
اصول اعتقادى معتزله
مكتب كلامى معتزله بر پنج اصل « 2 » استوار بود كه هر كس آنها را مىپذيرفت معتزلى بهشمار مىآمد و آنها عبارتند از : توحيد ، عدل ، وعد و وعيد ، منزلت بينالمنزلتين و امر به
هامش
( 1 ) - ر . ك : اوائل المقالات ، شيخ مفيد ، ص 6 ، منشورات مكتبة الداورى ؛ الملل والنحل ، جعفر سبحانى ، ج 3 ، ص 159 .
( 2 ) - البته و اصل بن عطا مكتب اعتزال را بر چهار اصل بنا نهاد ، سپس مباحث آن طى اعصار و قرون بعدى تكامل يافت . آنچهار اصل عبارتند از : 1 - نفى صفات زايد بر ذات 2 - نسبت داشتن افعال خوب و بد به بندگان 3 - منزلت بين المنزلتين 4 - خطاكار بودن يكى از دو طرف جنگ جمل و صفين - بدون تعيين - يا على عليه السلام و سپاهش يا سپاه عايشه و معاويه چنانكه از ميان عثمان و مخالفانش يك طرف بدون تعيين بر خطا رفته است . ر . ك : الملل والنحل ، جعفر سبحانى ، ج 3 ، ص 194 - 193 .