بررسى حديث ابىالهياج
اگر بخواهيم با استناد به اين حديث بر حرام بودن بناسازى بر قبور فتوا دهيم بايد سند آن صحيح بوده و دلالتش آشكار باشد . در حالى كه از نظر سند ، وثوق راويان آن نزد رجال شناسان اهل سنت تمام نيست و افرادى چون حافظ ابن حجر عسقلانى آنان را تضعيف نمودهاند . « 1 » و از نظر دلالت به جملهء « وَ لا قَبْراً مُشْرِفاً الَّا سَوَّيْتَهُ » استدلال شده كه به بررسى مفردات آن مىپردازيم : « شُرُفْ » در لغت به معنى بلند است بهويژه آن بلندى كه به شكل كوهان شتر باشد و « مَشارِفُ الْأَرْضِ » « 2 » بهمعنى زمينهاى بلند است . « تَسْوِيَه » بهمعنى مساوى قرار دادن و برابر كردن است . « 3 » با توجه به معانى ياد شده مفاد حديث اين است كه قبرهايى را كه به شكل كوهان شتر بلند ساخته شده يكنواخت و هم سطح كن نه اين كه آن قبرها را با زمين يكسان نما و حديث مؤيد فتواى علماى شيعه است كه مىگويند : مستحب است قبر ، چهار انگشت بسته يا باز از زمين بلند باشد و سطحش صاف و يكنواخت باشد و بلند ساختن آن كراهت دارد . « 4 » نووى شارح صحيح مسلم نيز از حديث همين معنا را فهميده و چنين گفته است : سنت اين است كه قبر از زمين زياد بُلند و كوهاندار نباشد بلكه به مقدار يك وجب بلند و مسطح باشد . « 5 » ما فرض مىكنيم امام عليه السلام به ابى الهياج دستور داده كه قبرهاى بلند را با زمين يكسان كند ولى هرگز حديث گواه بر لزوم تخريب بنا و ساختمانى كه روى قبرها قرار دارد نيست