تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى مذاهب و فرق (فارسى) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨

تا نقل . اين گروه ديدگاه اهل حديث را در مورد صفات الهى رد مىكردند و از تشبيه و تجسيم پرهيز مىنمودند . آنان طرفدار اختيار و آزادى انسان بودند و به حسن و قبح عقلى اعتراف داشتند در حالىكه نتيجهء ديدگاه اهل حديث در تفسير توحيد در خالقيت ، حاكميت جبر بر اعمال انسان بود و منكر حسن و قبح عقلى بودند . « 1 » درگيرى بين معتزله و اهل حديث ادامه داشت . گاهى پيروزى از آنِ اهل حديث و گاهى با معتزله بود و در حقيقت شاخص پيروزى آنان حكومت‌هاى اموى و عباسى بودند كه به هر طرف متمايل مىشدند كفهء آن سنگين‌تر مىشد . تا آغاز حكومت مأمون ( 195 ه ) قدرت در دست اهل حديث بود در حالى كه در دوران حكومت مأمون و پس از وى تا آغاز حكومت متوكل دوران درخشش و پيروزى معتزله بود « 2 » تا آنجا كه ديدگاه آنان در مسائل الهى و قضا و قدر عقيدهء رسمى و مورد امضاى حكومت وقت به شمار مىآمد و مخالفان تحت پيگرد قرار داشتند . در اواخر حكومت بنىاميه مسألهء جنجالى حادث يا قديم بودن قرآن مطرح شد . اهل حديث به قديم بودن آن و معتزله به حدوثش « 3 » اعتقاد داشتند تا اين‌كه زمان مأمون فرا رسيد . او به بحث و مناظرات علمى گرايش داشت و به روحيهء معتزله نزديك‌تر بود . از اين رو آنان توانستند خود را به او نزديك كرده و در حكومتش داراى مناصب قضائى و غير آن گردند و اهل حديث را كه قائل به قديم بودن قرآن بودند تحت تعقيب ، شكنجه و زندان قرار دهند . قديم دانستن قرآن بعد از مأمون در زمان معتصم و واثق نيز بدعت محسوب مىشد . از اين رو احمد بن حنبل به‌خاطر اصرار بر قديم بودن قرآن از سوى معتصم زندانى شد تا اين كه زمان متوكل فرا رسيد . استقامت اهل حديث در راه عقيده - قديم بودن قرآن - و

هامش
( 1 ) - ر . ك : عدل الهى ، شهيد مطهرى ، مقدمه .
( 2 ) - ر . ك : الملل والنحل ، سبحانى ، ج 2 ، ص 22 .
( 3 ) - معتزله مىگفتند : قديم دانستن قرآن يك فكر مسيحى است كه در ميان مسلمانان نفوذ كرده است ؛ آنان در احتجاج بامسلمانان براى اثبات اين‌كه مسيح عليه السلام خداى قديم است گفتند : هر كلام الهى قديم است و مسيح نيز كلمهء خداست چنانچه در قرآن آمده : « انَّمَا الْمَسيحُ عيسَى بْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ » ( نساء ( 4 ) ، آيهء 171 . ) غافل از اين‌كه تمام وجودات امكانى و حادث كلمات خدا هستند و كلمه ناميده شدن مسيح عليه السلام به خاطر اعجاز آميز بودن تولدش است . ر . ك : لقمان ( 31 ) ، آيهء 27 والامام الصادق والمذاهب الاربعة ، اسد حيدر ، ج 4 - 3 ، ص 514 .