هدايت كند آنان به صلاح بازگشته و هدايت مىشوند . مشيت او بر آن تعلق گرفته كه كافران را اصلاح نكند . اما خدا مىخواهد كه كافران در گمراهى ، خوارى و سنگين دلى بدانگونه كه در علم اوست همچنان باقى بمانند . نيكى و بدى به مشيت خداست اهل سنت به قضا و قدر ايمان دارند ؛ آدميان از سود و زيان ، چيزى در اختيار ندارند مگر آنچه خدا خواهد . « 1 » « 2 » از آنجا كه عقايد اهل حديث ظهور در تشبيه و تجسيم داشت و با اصول مسلم عقلى ناسازگار بود ، مكتب اشعرى جايگزين مكتب اهل حديث گرديد .
ابن تيميه و احياى سلفىگرى
در اواخر قرن هفتم ابن تيميه از پيروان احمد بن حنبل به احياى مكتب او برخاست و تصرفات و اصلاحات ابوالحسن اشعرى را رد كرد و متكلمان را مورد انتقاد قرار داد و گفت : چنانكه احمد بن حنبل گفته ، بيشتر متكلمان زنديقند . « 3 » ابن تيميه در عقايد دينى به ظاهر قرآن و حديث متكى بود و همهء آيات و احاديثى را كه به خداى متعال اشارتى دارد آنها را بهصورت ظاهرى و لفظى تفسير مىكرد و چنان با اين عقيده انس داشت كه به قول ابن بطوطه روزى از فراز منبر گفت : خدا از آسمان به زمين فرود مىآيد به همينگونه كه من اكنون پايين مىآيم و آنگاه پلههاى منبر را يك به يك پايين آمد . « 4 » او با احياى سلفىگرى احمد بن حنبل ، امورى را نيز بهعنوان عقايد سلف به عقايد اهل حديث اضافه نمود كه عبارتند از : سفر براى زيارت پيامبر حرام است زيرا منتهى به شرك مىشود . توسل به اولياى الهى حرام و شرك است .