تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى مذاهب و فرق (فارسى) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
« جبريه » كسانى بودند كه همهء افعال بندگان را به خدا نسبت مىدادند و آن را نتيجهء ايمان به‌توحيد در خالقيت و قضا و قدر مىپنداشتند . اين عقيده‌را دستگاه اموى ترويج مىكرد . « قَدَريه » كسانى بودند كه افعال خوب و بد را به خود انسان و نه به خداوند ، نسبت مىدادند . پيدايش قدريه يك نوع واكنش اجتماعى در برابر عقيده به جبر بود . « جهميه » كسانى بودند كه هر نوع صفت را از خدا سلب مىكردند و به مخلوق بودن و حدوث قرآن عقيده داشتند . « مشبهه و مجسمه » با جمود بر ظواهر نصوص ، صفات مخلوقات را براى خدا قائل بودند . « 1 »

درگيرى عقل‌گرايان و اهل حديث

معلومات اهل حديث در چهارچوب احاديثى بود كه خود نقل مىكردند و هرگونه بحث و تعمق و تجزيه و تحليل مسائل از نظر آنان ناروا بود و اگر حس كنجكاوى ، كسى را وادار مىكرد كه از علماى اهل حديث در زمينهء مسائل اعتقادى چيزى بپرسد به بدعت‌گزارى متهم مىشد . نقل شده كه شخصى از مالك بن انس - يكى از فقهاى مذاهب چهارگانه - دربارهء آيهء « الرَّحْمانُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى » سؤال كرد . وى گفت : اصل استواء خدا بر عرش معلوم ، كيفيت استواء بر آن نامعلوم ، اعتقاد به آن واجب و سؤال كردن بدعت است . « 2 » از شافعى نقل شده كه گفت : اگر خدا را با تمام گناهان - به جز شرك - ملاقات كنم برايم بهتر است كه او را با داشتن دانش كلام ملاقات نمايم ( كه بر دلايل عقلى استوار است ) . « 3 » در برابر آنان معتزله بودند كه گرايش عقلانى داشتند و استدلالشان بيشتر به عقل بود

هامش
( 1 ) - ر . ك : الملل و النحل ، سبحانى ، ج 1 ، ص 309 - 313 ؛ 145 - 133 .
( 2 ) - همان ، ج 3 ، ص 100 .
( 3 ) - همان .