معاويه اول كسى است كه مىگفت تمام كارهاى بندگان با ارادهء خدا انجام مىگيرد . « 1 » و هنگامى كه عايشه از معاويه بازخواست كرد كه چرا بيعت يزيد را بر مردم تحميل مىكنى ، او در پاسخ گفت : مسألهء يزيد قضا و قدر الهى است و بندگان دربارهء آن از خود اختيارى ندارند . « 2 » دستگاه اموى در كنار ترويج مسلك جبر ، در اين باره نيز دست به جعل حديث زد . « 3 » عباسيان نيز سياست مذهب سازى يا تقويت مذاهب مورد نظر را ادامه دادند . شهيد مطهرى در اين زمينه چنين مىگويد : عباسيان هر چند سياستشان با امويان مخالف بود و از معتزله كه يكى از عقايدشان آزادى و اختيار بشر بود حمايت كردند ( لااقل از زمان مأمون ) اما از زمان متوكل به بعد ورق برگشت و از عقايد اشاعره كه از آن جمله مسألهء جبر است حمايت كردند و از آن به بعد مذهب اشعرى ، مذهب رايج و عمومى جهان اسلام شد . « 4 » حمايت عباسيان از مسلك اهلحديث و اشاعره نهتنها بهخاطر جبرگرايى اين مسلك بود بلكه افزون بر آن ، اين مكتب كلامى ، از نظر اعتقاد در برخورد با دستگاه خلافت و مسايل سياسى موافق طبع دستگاه خلافت بود . زيرا عدهاى از اهل حديث و اشاعره اطاعت سلطان را اگر چه ستمگر باشد واجب دانسته و مبارزهء مسلحانه عليه وى را حرام مىدانند و مىگويند فقط بايد او را با موعظه دعوت نمود كه بهصلاح و درستى برگردد ! « 5 »
بررسى مذاهب و فرق (فارسى) — صفحة 33
مساهمون: عليرضا على نورى
ص٣٣
هامش
( 1 ) - ر . ك : الملل والنحل ، جعفر سبحانى ، ج 1 ، ص 240 .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - ر . ك : صحيح مسلم بشرح النووى ، ج 8 ، جزء دوم ، ص 189 ، كتاب القدر .
( 4 ) - انسان و سرنوشت ، شهيد مطهرى ، ص 22 ، شركت انتشار .
( 5 ) - ر . ك : صحيح مسلم بشرح النووى ، ج 6 ، جزء دوازدهم ، ص 229 .