بر علم تفصيلى به احكام شريعت از حوادث گذشته و آيندهء جهان به اذن الهى آگاهند ، داراى مقام عصمتند ، بنا بر مشيت الهى واسطهء در خلق و تدبير آفرينش هستند ، « 1 » هيچگونه استقلالى از خود ندارند ، بالاترين مراتب عبوديت ، كرنش و بندگى را در برابر خداوند دارند . پيامبر و تمامى امامان ، غير از امام دوازدهم از دنيا رحلت كردهاند و اين چنين نيست كه واقعيت بر مردم مشتبه شده آنان زنده باشند . تجاوز از اين مطلب و عقايد ، غلو محسوب مىشود و آن ، شكلها و مراتب گوناگونى دارد كه به آنها اشاره مىشود : 1 - اعتقاد به خدايى پيامبر يا امام يا اعتقاد به اينكه آنان در الوهيت ، خالقيت يا تدبير آفرينش و روزى دادن شريك خداوند هستند . 2 - عقيده به اين كه پيامبر يا امام ، تجسم وجود الهى هستند . 3 - اعتقاد به اينكه روح خداوند در بدن پيامبر يا امام درآمده و حلول مىكند و طبيعت او به شكل طبيعت الهى درمىآيد . 4 - قائل شدن به اينكه پيامبر يا امام پس از آفريده شدن ، عهدهدار آفرينش ، روزى رساندن ، ميراندن و زنده كردن هستند . به عبارت ديگر ، قائل شدن به واگذارى اين امور از سوى خداوند به آنان كه صاحبان اين عقيده « مفوّضه » ناميده مىشوند . 5 - عقيده به پيامبرى امام . 6 - پيامبر يا امام را بدون وحى و الهام الهى عالم به غيب دانستن . 7 - معرفت امام يا پيامبر را تنها معيار رستگارى قرار دادن و با وجود آن معرفت ، خود را از انجام واجبات و ترك گناهان بىنياز ديدن . « 2 » از اين رو اغلب غاليان قائل به اباحيگرى بودند و بين دانشمندان علم رجال يكى از راههاى شناخت غاليان ، امتحان افراد در وقت نماز بوده است . « 3 »
بررسى مذاهب و فرق (فارسى) — صفحة 123
مساهمون: عليرضا على نورى
ص١٢٣
هامش
( 1 ) - ر . ك : زيارت جامعه كه از امام دهم عليه السلام رسيده است . از آن بزرگواران نقل شده كه اگر ما را مخلوق شمريد ، در آن صورتهر فضيلتى براى ما بشمريد ، صحيح است و باز هم به حد فضايل ما نرسيدهايد و ما بالاتر از آن هستيم . ر . ك : بحارالانوار ، ج 25 ، ص 279 ، 283 ، 289 .
( 2 ) - ر . ك : بحارالانوار ، ج 25 ، ص 346 - 347 ؛ تاريخ شيعه و فرقههاى اسلام تا قرن چهارم ، ص 156 - 157 .
( 3 ) - ر . ك : قاموس الرجال ، تسترى ، ج 1 ، ص 67 ، چاپ دوم ، مؤسسة النشر الاسلامى .