كاظم عليه السلام غايب شده و او همان قائم عليه السلام است و در هنگام غيبتش محمد بن بشير را وصى و جانشين خود قرار داده است . محمد بن بشير و پيروانش قائل به اباحهء همهء محرمات بودند و از ميان فرائض فقط نماز و روزه را قبول داشتند و منكر بقيه بودند . آنان معتقد بودند كه امام كاظم عليه السلام خود را به اهل نور نورانى و به اهل تيرگى و ظلمت ، تيره و ظلمانى نشان مىدهد و قائل به تناسخ بودند و مىگفتند روح امامان فقط يكى است كه از بدنى به بدن ديگر منتقل مىشود . « 1 » امام كاظم عليه السلام محمد بن بشير را لعنت كرد و فرمود : پروردگارا ، از آنچه كه محمد بن بشير دربارهء من ادعا مىكند بيزارم « 2 » . . . . افرادى نيز بدون اينكه بتوانند فرقهسازى كنند عقايد غلوآميز ابراز مىكردند همانند يونس بن ضبيان كه حضرت رضا عليه السلام را خدا مىدانست و مىگفت حضرت رضا به من فرمود : من خدايى هستم كه جز من خدايى نيست پس مرا عبادت كن و نماز را به ياد من به پا دار . امام رضا عليه السلام او را لعنت كرده از اهل جهنم شمرد . « 3 »
بررسى مذاهب و فرق (فارسى) — صفحة 125
مساهمون: عليرضا على نورى
ص١٢٥
از غلات معاصر ، مىتوان از اهل حق نام برد كه در ايران ، تركيه ، هندوستان ، پاكستان و افغانستان بهسر مىبرند و تعدادشان تا بيش از سه ميليون نفر تخمين زده شده است .
اهل حق خود به دو فرقهء چهلتنان و هفتتنان تقسيم مىشوند . به عقيدهء آنان چهلتنان و هفتتنان از جمله موجودات پاك و نورانى و از ياران خدا مىباشند كه قبل از خلقت آدم عليه السلام و ساير موجودات آفريده شدهاند و پس از آن كه با خدا عهد و پيمان بستهاند كه
هامش
( 1 ) - تاريخ عقايد و مذاهب شيعه ، سعد بن عبدالله اشعرى ، ترجمه دكتر يوسف فضائلى ، ص 168 - 169 ، با حواشى دكتر محمدجواد مشكور ، مؤسسهء انتشارات عطائى ، چاپ اول ؛ تاريخ شيعه و فرقههاى اسلام تا قرن چهارم ، ص 166 .
( 2 ) - بحارالانوار ، ج 25 ، ص 314 .
( 3 ) - همان ، ص 264 ؛ تاريخ شيعه و فرقههاى اسلام تا قرآن چهارم ، ص 166 .