تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى مذاهب و فرق (فارسى) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١

شيعه به‌طور جدى با جريان غلو مبارزه كرده عقايد صحيح را بيان نموده‌اند . آنها با افشاگرى دربارهء رؤساى غاليان و سرانجام صادر كردن فرمان قتل بعضى از آنان تلاش عظيم و پرثمرى را در راه نابودى و اضمحلال اين پديده انجام داده‌اند ؛ به‌گونه‌اى كه نظير اين تلاش را از سوى آنان در برخورد با هيچ‌يك از مذاهب ديگر اسلامى و حتى اديان غير اسلامى سراغ نداريم . غلو در لغت به‌معناى تجاوز و بالاتر رفتن هر چيز از اندازهء خود معرفى شده است . « 1 » از اين رو به گرانى و بالا رفتن قيمت كالاها از حد متعارف غلاء گفته مىشود كه از ريشهء غلو است . و غلو در اصطلاح علم كلام تجاوز كردن از عقيدهء صحيح نسبت به پيشوايان دينى است به‌گونه‌اى كه آنان را از حد خود بالاتر برده و مقام و مرتبه‌اى را كه داراى آن نيستند برايشان معتقد شوند . « 2 » از آيات قرآن چنين برمىآيد كه عقايد افراطى و غلوآميز ، سابقهء ديرينه داشته و به خصوص اهل كتاب از آن نهى شده‌اند كه به چند مورد اشاره مىشود : « وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ بْنُ اللَّهِ » « 3 » و يهود گفتند كه عزير پسر خداست . و در خطابى به اهل كتاب گفته شده : « يا اهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فى دينِكُمْ وَ لا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ الَّا الْحَقَّ انَّمَا الْمَسيحُ عيسَى بْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ » « 4 » اى اهل كتاب در دين خود غلو نكنيد و دربارهء خدا غير از حق نگوييد . مسيح ، عيسى پسر مريم فقط فرستادهء خدا و كلمهء ( آفريده ) اوست .

هامش
( 1 ) - ر . ك : مفردات راغب ، مادهء غلو .
( 2 ) - غالى يعنى غلو كننده ، تندرو ؛ اصطلاحى است كه بر وجه انكار ، بر افرادى كه به غلو در دين و امامان متهم بودند اطلاق مىشد به‌ويژه به آن دسته از اشخاص يا گروه‌ها گفته مىشود كه عقايدشان موافق رأى شيعيان دوازده‌امامى نبود . اقتباس از تاريخ و عقائد اسماعيليه ، دكتر فرهاد دفترى ، ص 639 . نيز ر . ك : تاريخ شيعه و فرقه‌هاى اسلام ، ص 151 .
( 3 ) - توبه ( 9 ) ، آيهء 30 .
( 4 ) - نساء ( 4 ) ، آيهء 171 .