در آن امورت كه دين تو اقتضا مىكند ، با كسانى مشورت كن كه در آنها پنج خصلت باشد : عقل ، بردبارى ، تجربه ، ناصح بودن و تقوا . داشتن حلم ؛ يعنى تعادل روحى و سلامت روانى و عدم تندخويى و ظرفيت شنيدن اقوال مختلف ؛ ناصح بودن ؛ يعنى قصد نصيحت و ارشاد و رشد و دلسوزى داشتن ؛ تجربه ؛ يعنىآگاهى و كار آزمودگى وآشنايى با رموز دقيقىكه جزبا ممارست حاصل نمىشود . وجود شرايط مذكور و نيز مشورت با افراد آراسته به آن ، چنان داراى اهميّت است كه اميرالمؤمنين ( ع ) مىفرمايد : « . . . فَانَّ مَعْصيةَ الْنَّاصِحِالشَّفيقِ ، الْعالِمِ الُمجَرَّبِ تُوَرِثُ الْحِيَرَةَ وَ تُعْقِبُ النِّدامَةَ » « 1 » بدرستى كه مخالفت با نظر نصيحت كنندهء دلسوز وآگاه با تجربه موجب سرگردانى وحيرت و باعث پشيمانى خواهد شد . آنچه گفته شد صفات ثبوتى بود كه مشاوران و اعضاى شورا بايد داشته باشند ، ولى ، برخى از خصلتها و ويژگيهاست كه مشاوران و مستشاران به عنوان صفات سلبى بايد فاقد آنها باشند كه عبارتند از : 1 - جبن به معناى ترسو بودن كه ضد شجاعت است . 2 - بخل به معنى بخيل بودن ، و آن صفت رذيلهاى است كه دارندهاش تنگ نظر بوده و از رساندن خير به ديگران امساك مىكند . 3 - حرص ؛ يعنى طمع و آزمندى و وابستگى شديد به ماديات . 4 - استبداد رأى ؛ يعنى تكروى و بىاعتنايى به سخنان و نظرات ديگران . 5 - وغد ؛ يعنى سستى خرد . 6 - تَلَوُّن ؛ يعنى نفاق و دورويى . 7 - لجاجت ؛ يعنى اصرار كردن در موضع به ناحق خود . 8 - جهل و نادانى . دارندهء چنين صفاتى نمىتواند طرف مشورت و يا عضو شوراى مشورتى و تصميمگيرى باشد .
نظام سياسى اجتماعى اسلام (فارسى) — صفحة 92
مساهمون: قدرت اللّه بهرامى
ص٩٢
هامش
( 1 ) - الحياة ، ج 1 ، ص 170 .