كه به صلاح مسلمين باشد ، اتّفاق نظر وجود دارد . « 1 » شهيد ثانى در شرح لمعه در پنج صورت قبول صلح از سوى مسلمانان را واجب دانسته است : 1 - تأمين : در صورتى كه به يكى از كفار يا عدهاى از آنان قبل از اسارت ، امان داده شود و مفسدهاى در اين امان نباشد ، مانند كسب تأمين به منظور جاسوسى . 2 - پذيرش حكميت از سوى امام يا نماينده او . 3 - اسلام آوردن كفّار . 4 - در صورتى كه كافران قرار داد ذمّه را بپذيرند . 5 - انعقاد قراردادصلح بين مسلمين و كفّار . « 2 » بطور كلى ، در عقد قرارداد صلح بايد مصلحتى براى مسلمانان وجود داشته باشد ؛ اين مصلحت ممكن است به خاطر ضعف سپاه اسلام ، اميدوارى به مسلمان شدن دشمنان و نظاير اينها باشد .
نمونههاى صلح درصدر اسلام
1 - پيامبر اكرم ( ص ) با اهل كتاب در مدينه معاهده بست و طى منشور مدينه ، بر اصل همزيستى مسالمت آميز صحه گذاشت .
2 - پيامبر ( ص ) با مشركان قريش قرارداد صلح موقت بست . دستاورد اين صلح كه صلح حديبيّه نام گرفت ، از همهء غزوههاى رسول اكرم ( ص ) بالاتر بود ، بگونهاى كه گسترش اسلام در جزيرةالعرب و فتح مكّه از نتايج اين صلح بود .
3 - رسول خدا ( ص ) با برخى از قبيله هاى مشرك عرب ، همچون بنى غفار و بنى ضمره براى دفاع مشترك نظامى وارد مذاكره شد و پيمان بست .
4 - پذيرش حكميت در جنگ صفين كه هرگز مورد موافقت امام على ( ع ) نبود و بر او تحميل شد .
هامش
( 1 ) - فقه سياسى در اسلام ، محمد صالح انطالمى ، ترجمه رضارجب زاده ، ص 57 ، پيام آزادى ، 1359 .
( 2 ) - الروضة البهيه فى شرح اللمعة الدمشقيه ، الشهيد الثانى ، ج 2 ، ص 396 ، دارالعلم الاسلامى ، بيروت .