خلاصه
همانطور كه اسلام به مسائل خصوصى و روابط فردى توجه كرده ، در زمينه روابط بين المللى نيز داراى مقرراتى است . اسلام در روابط بين الملل ، اولويت را به همزيستى مسالمت آميز داده است و علاوه بر آنكه عقيده را بوسيلهء اكراه وزور ، قابل تحميل و گسترش نمىداند ، براى انجام رسالت جهانى خود به شيوههاى حكمت و اندرز نيكو و عمل صالح توصيه بسيار كرده است .
استقبال از صلح و همزيستى مسالمت آميز يكى از دستورات مؤكد اسلام است و حل اختلاف از طريق توسل به زور ، جز در موارد ضرورت ، مشروعيت ندارد .
اصل عدم مداخله و يا بى طرفى تحت عنوان اعتزال پذيرفته شده است و درسه مفهوم كناره گيرى از مناقشات بى ثمر عقيدتى ، كناره گيرى از مناقشات سياسى و بى طرفى در جنگ آمده و در اسلام مورد استفاده واقع شده است .
در قرآن و روايات اهميت بسيار زيادى به پيمانها و وفاى به عهد داده شده است . اين اصل از اصولى است كه زير بناى حيات معقول اجتماعى شمرده شدهاند و در قرآن به عنوان يكى از صفات مؤمنين آمده است . در وفاى به عهد ، شخصيت طرف ميثاق ، دخالتى ندارد . قراردادهابايد در چارچوب موازين اسلام و براساس اصول سياست خارجى و با توجه به نظر ولى امر مسلمين تنظيم شود .
سفرا در اسلام از مصونيت ديپلماتيك نسبت به جان و مال بر خوردارند .
پرسش
1 - آيا مبناى اسلام بر جهاد استوار است يا به همزيستى مسالمت آميز ؟ در اين مورد توضيح دهيد .
2 - آيا رسالت جهانى اسلام با همزيستى مسالمت آميز مغايرت دارد ؟ توضيح دهيد .
3 - اصل اعتزال را توضيح داده و موارد كاربرد آن را نام ببريد .
4 - شرايطى كه در انعقاد معاهدات بايد در نظر گرفته شوند كدامند ؟
5 - با توجه به آيات و روايات وفاى به عهد را شرح دهيد .
6 - دو نمونه از اعمال مصونيت نمايندگان را در صدر اسلام بيان كنيد .
نظام سياسى اجتماعى اسلام (فارسى) — صفحة 134
مساهمون: قدرت اللّه بهرامى
ص١٣٤