تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ثروت از ديدگاه قرآن (فارسى) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤

أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِيَماهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافاً وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ » « 1 » [ بخشى از انفاق و صدقات ] از آن بينوايى است كه خود را در طاعت حق محصور كرده‌اند و در طلب قوت ناتوانند و چنان در پردهء عفافند كه هر كس حالشان نداند ، مىپندارد كه از توانگرانند . آنان را از سيمايشان مىشناسى ، به اصرار از كسى چيزى نخواهند و هر مالى كه انفاق مىكنيد ، خدا به آن آگاه است .

آثار همنشينى با فقرا

همنشينى با مستمندان آثار فردى ، اجتماعى ، سياسى و اقتصادى زيادى دارد كه مهم‌ترين آنها به اختصار عبارتند از : 1 - تأكيد عملى بر تواضع نفس و تحريك حسّ بشردوستى در انسان . 2 - اطلاع از احوال فقرا و محرومان و همّت گماشتن به رفع نيازمندى و تأمين زندگى آنان . 3 - اقدام به تعليم و تربيت آنها و فرزندانشان . 4 - اعطاى شخصيّت اجتماعى به آنها و خارج ساختن ايشان از عزلت و انزوا . 5 - شركت دادن آنها در امور سياسى و صحنه‌هاى مختلف جامعه . « 2 » البته ، بودن با محرومان و آميختگى با آنان بايد در همه وقت و در تمام شؤون زندگى ظاهر گردد ؛ در برنامه‌هاى اقتصادى ، قانون‌گذارى ، انتخابات ، قضاوت ، توليد ، توزيع ، مصرف و برنامه‌هاى آموزشى ، بهداشت و . . . شركت و حضور فعال داشته باشند و تنها نبايد به ظاهر اكتفا شود ، بايد حيات و ممات ما با آنان باشد ، همچون رفتار پيامبر با اصحاب صفّه در مدينه . « 3 » همهء پيامبران مستمندان را دوست مىداشتند و محبت آنها به مردم بر مبناى ايمان

هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) ، آيهء 273 .
( 2 ) . الحياة ، ج 4 ، ص 430 - 437 .
( 3 ) . الحياة ، ج 4 ، ص 362 .