و تقوا و اصول انسانى بود . فقير بودن اشخاص مانع از نزديك شدن به پيامبران نبود ، بلكه اگر عدهاى را ترك مىكردند و براى فقرا ارزش و اعتبارى قائل نمىشدند ، و آنان را ترك مىكردند ، پيامبران با آنها رابطهء نزديكترى برقرار مىكردند ؛ حضرت نوح در پاسخ به پيشنهاد عدهاى از ثروتمندان كافر كه گفتند : اگر محرومان و مستمندان را از خود دور كنى ، ما ايمان مىآوريم ، فرمود : « . . . وَ ما انَا بِطارِدِ الْمُؤمِنينَ » « 1 » و من مؤمنان را طرد نخواهم كرد . آنها گرچه فقيرند ، ولى مؤمنند و اين امر براى تكريم و عزّت آنان بس است . احمدبن فهد حلّى ، يكى از علماى بزرگ شيعه مىنويسد : « شخص عاقل از حبّ فقر و فقرا چگونه رخ برمىكشد ، در حالى كه مىبيند اوليا و اوصيا بر اين صفت بودهاند ، بلكه وظيفهء قيام به خدمت خداوند و امتثال او امر پيامبران و شرايع آسمانى و احياى دين خدا و عزّت بخشيدن به كلام وى و يارى رسولان و تبليغ و نشر دعوت آنها از آدم تا خاتم صلى الله عليه و آله استوار نگشته است ، جز با صاحبان فقر و مسكنت » . « 2 »
ثروت از ديدگاه قرآن (فارسى) — صفحة 135
مساهمون: جعفر وفا
ص١٣٥
گرچه فقر و تنگدستى مورد پسند نيست ، ولى به خودى خود عيب و عار هم نيست . ثروت و دارايى نيز [ صرف نظر از آثار مثبتى كه مىتواند داشته باشد ] براى انسان امتياز محسوب نمىشود . پس فقر و نادارى از ارزش آدمى نمىكاهد و ثروت زياد بر ارزش وى نمىافزايد ، بلكه ملاك ارزش ، تنها تقوا و ايمان است . در جامعهء اسلامى نبايد صاحبان ثروت در نظر مردم ، افرادى برجسته و ممتاز جلوه كنند .
حضرت على عليه السلام در اين زمينه فرمود :
« مَنْ تَواضَعَ لِغَنىٍّ طَلَباً لِما عِنْدَهُ ذَهَبَ ثُلُثا دينِهِ » « 3 »
هامش
( 1 ) . شعراء ( 26 ) ، آيهء 114 .
( 2 ) . عدّة الداعى ، ص 158 .
( 3 ) . بحارالانوار ، ج 78 ، ص 56 .