قدم از راه خيانت و پيمانشكنى به طرف او پيش آيى ، با قدرتى پيروزمند روبرو خواهى شد .
تو خود مىدانى كه مردم عراق از وقتى كه با تو دشمنى كردهاند ، ديگر تو را دوست نداشتهاند ، و از وقتى كه با على و حسن ( ع ) - دوستدار شدهاند راه مخالفت و دشمنى نپيمودهاند و هماكنون فرمان جديدى از آسمان بر ايشان فرود نيامده ( كه سبب تغيير جهت ايشان شود ) و همان شمشيرها كه همراه على ( ع ) در جنگ صفين به روى تو كشيدهاند اكنون بر دوششان است ، و دلهائى كه كينهء تو را در آن پروردهاند در سينههايشان قرار دارد . به خدا قسم مردم عراق حسن ( ع ) را بيش از على ( ع ) دوست مىدارند . « 1 »
حسينبن على ( ع ) و احنف
پس از اينكه حسين ( ع ) نامههاى بيشمارى از اهل كوفه دريافت كرد و تصميم رفتن به عراق گرفت ، نامهاى به سران و اشراف اهل بصره نوشت ، و آنان را به امر به معروف و نهىاز منكر و يارى خويش دعوت كرد . حسين ( ع ) به بزرگان اهل بصره مانند مالك بن مسمع بكرى و احنف بن قيس و منذر بن جارود و مسعود بن عمرو و قيس بن الهيثم و عبدالله بن معمر نامه نوشت ، و آنان را به كتاب خدا و سنّت رسول خدا دعوت نمود ( و در آن نامه ) نوشت كه سنّت ميرانده شده ، و بدعتها در دين ايجاد شده است . همهء آنها بجز منذربن جارود نامهء حضرت را مخفى نمودند . « 2 » و به نقل از سفينةالبحار حسين بن على ( ع ) نامهاى به احنف و گروهى از
هامش
( 1 ) . الغدير ، ج 10 ، ص 231 و 232 .
( 2 ) . كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 23 . منذبن جارود نامه و نامهرسان را پيش ابن زياد برد و در نتيجه نامهرسان توسط ابن زياد به شهادت رسيد .