3 . امام حسين ( ع ) در موقع خروج از مدينه و يا مكه ، هيچ فردى را علناً دعوت به جهاد نكرد تا عدم حضور مسلمانان مكه و مدينه و بصره و . . . علامت عدم تبعيت آنان از دستور صريح امام معصوم تلقى شود .
ميانجيگرىهاى احنف
نفوذ كلمه و خلاقيت و مديريت و شخصيت برجستهء احنف ايجاب مىكرد كه اودر بسيارى از درگيرىها و اختلافات دخالت كند ، و مسايل و مشكلات را حل و فصل نمايد . اخلاق و الا و ملكات فاضلهء او وى را مدد نمود ، و او را پيوسته با موفقيّت روبرو مىساخت . و در تاريخ مواردى از اين نوع تلاش او آمده است كه در اينجا به يك نمونه اشاره مىكنيم .
هشامبن عتبه مىگويد ، احنف را ديدم در حالى كه براى خونبها نزد جماعتى آمده بود . آنها به جاى يك خونبها دو خونبها مطالبه مىكردند . احنف پرسيد : به چه حكم مىكنيد ؟ گفتند ما براى كشته شدن يك نفر دو خونبها مىخواهيم .
گفت : اين حق شماست ، و وقتى آنها ساكت شدند گفت : من آنچه را كه خواستيد به شما مىدهم ، به جز اينكه من به شما چيزى مىگويم . خداوند عزوجل يك خونبها مقرر فرموده ، و رسول خدا ( ص ) نيز يك خونبها قرار داده ، و همه عرب در ميان خود يك خونبها داد و ستد مىكنند ، و امروز شما طلبكار هستيد ، و مىترسم در آينده شما بدهكار شويد ، در آن زمان ديگران از شما به كمتر از آنچه خودتان پذيرفتهايد راضى نخواهند شد . گفتند : پس همان يك خونبها را بپردازيد . « 1 »
اندرزهاى احنف
مردى از بنى تميم مىگويد : در مجلس احنف حاضر شدم ، در حالى كه قبيلهاش
هامش
( 1 ) . تهذيب تاريخ دمشق ، ج 7 ، ص 21 .