احنف گفت به خدا قسم در گفتار و كردارم جانب انصاف را با تو رعايت خواهم نمود . معاويه گفت : با رعايت جانب انصاف چه خواهى گفت ؟ گفت : بر منبر مىروم و حمد و سپاس خداى بجا مىآورم و بر پيامبرش محمد ( ص ) درود مىفرستم ، آنگاه مىگويم ، هان اى مردم ، معاويه امر نمود كه على را لعن كنم ، به تحقيق كه على و معاويه اختلاف پيدا كردند و با يكديگر جنگيدند ، هر يك از ايندو نفر مدعى شد كه بر او و يارانش ستم رفته است ، پس من دعا مىكنم و شما آمين بگوييد ، خدا شما را رحمت كند . آنگاه مىگويم خداوندا : تو و ملائكهات و پيامبرانت و همهء آفريدگانت طرف ستمكار را لعن كن ، و لعن كن گروه ستمگر را ، خداوندا آنها را بسيار لعن كن ، آمين بگوييد خدا شما را رحمت كند . اى معاويه بر اين گفتار حرفى را كم يا حرفى را زياد نمىكنم هر چند مرگ من در آن باشد . معاويه گفت : بنابراين تو را معاف خواهيم داشت ، اى ابابحر . « 1 » احنف به جرم اينكه از دوستداران على ( ع ) و وفاداران به آن حضرت و خاندان او بود ، پيوسته مورد كينه و خشم معاويه و سردمداران حكومت او قرار مىگرفت ، بطورى كه يكديگر را از او بيم مىدادند . هيئتى از عراق بر معاويه وارد شد . در ميان گروه كوفه عدى بن حاتم ، و همراه گروه بصره احنف بن قيس و صعصعة بن صوحان نيز بودند . عمروبن عاص به معاويه گفت : اينان رجال دنيا و شيعيان على و همان كسانند كه در جنگهاى جمل و صفين در كنار او مىجنگيدند ، از ايشان برحذر باش . « 2 »
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 146
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص١٤٦
پس از شهادت اميرمؤمنان ( ع ) مردم مسلمان و وفادار به امامت و ولايت
هامش
( 1 ) . الغدير ، ج 10 ، ص 261 ؛ المستطرف ، ج 1 ، ص 42 .
( 2 ) . صلح امام حسنعليه السلام ( ترجمه از عربى ) ، ص 493 .