تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤

« سلام بر مسلم بن عوسجهء اسدى آنكه پس از اجازهء بازگشت دادن حسين بن على ( ع ) به وى در پاسخ آن بزرگوار چنين گفت : مگر امكان دارد ما تو را رها كنيم ؟ اگر رهايت كنيم پس در برابر پروردگار چه عذرى آوريم ؟ نه به خدا سوگند ، هرگز از تو جدا نمىشوم تا اين نيزه‌ام را در سينه‌هاى دشمنان بشكنم و تا آنگاه كه دستهء شمشير در دستم باشد به دشمنان ضربه زنم . و اگر سلاحى نداشته باشم كه با آن بجنگم آنان را سنگباران مىكنم ، و تا جان در بدن دارم در كنار تو خواهم بود . و ( سلام بر تو اى مسلم بن عوسجه ! كه ) اوّلين كسى بودى كه جان خود را فدا كردى و نخستين شهيد راه حق گشتى و آنكه به پيمان خود وفا كرد تو بودى . سوگند به خداى كعبه كه رستگار و پيروز شدى . خداوند به پاس اين پيشگامى و يارى امام خود به تو جزاى نيكو دهد . تو جان خود را ايثار كردى و براى همين است كه حسين بن على ( ع ) در حالى كه روى خاك افتاده بودى به سوى تو آمد و چنين فرمود : اى مسلم بن عوسجه ! خداى رحمتت كند و پس از آن امام ( ع ) اين آيه را به زبان آورد : « مِنَ الْمُؤمِنينَ رِجالٌ صَدَقوُا ما عاهَدوُا اللَّهَ عَلَيْهِ . . . » « 1 » « برخى از مؤمنان پيمان خود را به سر بردند و برخى ديگر در انتظارند و تبديلى در پيمان خود ندادند » لعنت خدا بر آنان كه در قتل تو شركت كردند . « 2 »

هامش
( 1 ) . احزاب ، آيهء 23 .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 45 ، ص 69 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 18 ، ص 151 .