تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥

سعيد خطاب به آن دو گفت : اى شمادو مرد ! مى بينم كه كار راطولانى كرده و كند شده‌ايد ، بحدّى كه مردم از شما مأيوس گشته‌اند . اگر به نتيجه خوبى رسيده‌ايد اعلام كنيد تا بشنويم و گواهى دهيم و اگر به نتيجه نرسيده‌ايد به ميدان جنگ بازگرديم . ( و تكليف معاويه راروشن كنيم ) « 1 » حكميت به نفع معاويه پايان گرفت ، اينجا نيزسعيد باموضعگيرى بجاى خود ماهيت حكمين راافشاكرد و آنان راگمراه خواند . سعيد به آن دور و كرد وگفت : به خدا سوگند اگر نظر شما دو نفر برهدايت هم مىبود ، چيزى برآنچه درآنيم افزوده نمىشد واينك كه گمراه شده ايد پايبند گمراهيتان نيستيم . شما به ابتداى كار باز گشتيد وماامروز برهمان عقيده‌ايم كه ديروز برآن بوديم . « 2 »

ج . جنگ نهروان

پس از آنكه نتيجه حكميت اعلام شد ، على ( ع ) براى نبرد بامعاويه مهياشد . به رؤساى قبايل كوفه فرمود : روساء قبايل اسامى فرزندان ، بردگان افرادى از قبيله خود راكه آمادگى نبرد دارند بنويسند و به من تحويل دهند . « 3 » اولين‌كسى كه نداى حضرت راپاسخ گفت سعيد بود ، برخواست وگفت : فرمانت راشنيديم ( مى پذيريم ) واطاعت مى كنيم ، من نخستين كسى هستم كه دعوتت رالبيك مى گويم ( وبدنبال خواسته‌ات مى روم ) . « 4 »

هامش
( 1 ) . الامامة والسياسة ، ج 1 ، ص 117 .
( 2 ) . وقعهء صفين ، ص 547 .
( 3 ) . اعيان الشيعه ، ج 7 ، ص 245 ؛ فصول المهمه ، ابن صباغ ، ص 108 ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 79 .
( 4 ) . همان مدرك ( مفصّل آمده‌است ) كامل ، ج 3 ، ص 340 .