به امام ( ع ) رسيد حضرت از مردم كمك خواست ، ولى آنان سستى كردند و به نداى امام پاسخ مثبت ندادند وبرخى سخنانى گفتند كه امام ( ع ) راناراحت كرد . دراينجا سعيد لازم ديد كه بارديگر حمايت خود رااز امام خويش اعلام كند . برخاست وگفت : اى اميرمؤمنان ! خداوند تراغمگين نسازد . به ما فرمان ده تا از آن پيروى كنيم . به خداسوگند اگر مالهايمان ، فرزندانمان وخاندانمان رادر راه اطاعت تو از دست بدهيم ، هيچگاه بى صبرى نخواهيم كرد . « 1 » امام ( ع ) در پاسخ فرمود : خود راآماده كنيد . من ترا باهشت هزار نفر به تعقيب غارتگران مى فرستم . آنان راتعقيب كن تا از سرزمين عراق بيرونشان كنى . « 2 » سعيد حركت كرد و به سرزمين عانات « 3 » رسيد درآنجا هانى رابالشكرى به دنبال سفيان فرستاد . هنگامى كه هانى به منطقه رسيد دشمن گريخته بود ، لذا سعيد بالشكرش بازگشت « 4 »
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 107
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص١٠٧
پس از شهادت على ( ع ) وبيعت مردم با امام حسن ( ع ) سعيد درجمع ياران وفرماندهان هنگامى كه امام از لشكركشى معاويه به سوى عراق آگاه شد به يارانش فرمود تامردم رادرمسجد جمع كنند وقتى مردم جمع شدند وخلقى انبوه گرد آمد سعيد آمادگى مردم رابراى شنيدن بيانات حضرت اعلام كرد .
امام به مسجد آمد و درباره جهاد درراه خدا بامردم سخن گفت .
هامش
( 1 ) . الغارات ، ج 2 ، ص 466 ؛ طبرى ، ج 5 ، ص 134 .
( 2 ) . الغارات ، ج 2 ، ص 471 .
( 3 ) . عانات : نام چند روستا در كنار فرات و سه جزيره بودهاست .
( 4 ) . الغارات ، ج 2 ، ص 471 .