پس از آن مردم رابسيج كرد و دستههايى آماده ساخت وبرآنان فرماندهانى گمارد امام ، عبيدالله بن عباس راهمراه با 12000 تن بعنوان گروه پيشرو ومقدّمهء لشكر براى نبرد با معاويه به حركت درآورد . هنگام توديع باسپاه به عبيدالله فرمود : من بدنبال شما مىآيم . اگر به معاويه برخوردى راه رابراو سدّكن . . . و در مسائل نظامى باقيس بن سعد وسعيد مشورت كن و اگر حادثهاى براى تو رخ داد ، فرماندهى سپاه باقيس بن سعد و پس از او با سعيد است . امام ( ع ) بالشكرى عظيم بدنبال آنان حركت كرد و به نزديكى ساباط « 1 » رسيد در آنجا براى مردم سخنرانى كرد و آنان رابه اطاعت و پيروى از خود فراخواند . برخى از مردم گمراه كه سخنان آن حضرت را شنيدند ودانستند كه امام ( شايد ) قصد صلح بامعاويه رادارد ، به حضرت حمله كردند حتى ردايش را ربودند ! عدهاى از بهترين ياران امام ( ع ) پيرامون حضرت جمع شدند . امام فرمود به طايفه همدان وربيعه بگوييد بيايند . « 2 » همدانيان وربيعه آمدند و امام را همانند نگين درميان خود گرفتند و در برابرحملات گمراهان به خوبى ايستادگى كردند ونگذاشتند كه خطرى متوجه امام ( ع ) گردد . سعيد - فرمانده همدان - همهجا رازير نظر داشت وسخت مراقب جان امام ( ع ) بود . « 3 » امام ( ع ) به كوفه بازگشت وصلح انجام گرفت ، معاويه ده تن ازياران على ( ع ) رانام برد واعلام كرد كه آنان هيچگونه امنيتى ندارند ، از جمله سعيد ، عمروبن حمق وقيس بن سعد . . . « 4 »
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 108
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص١٠٨
هامش
( 1 ) . ساباط كسرى ، اسم مكان معروفى درمدائن بوده است وابوسعد گفته است ساباطشهر معروفى در ماوراء النهر است - ( معجم البلدان ، ج 3 ، ص 166 ) .
( 2 ) . مقاتل الطالبين ، ص 41 ؛ تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 29 ؛ ارشاد مفيد ، ص 190 .
( 3 ) . همان مدرك .
( 4 ) . مقاتل الطالبين ، ص 41 ؛ تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 29 ؛ ارشاد مفيد ، ص 19 .