تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦

آنگاه امام ( ع ) از مردم خواست‌كه مردى استوار و دلاور را به او معرفى كنند . كه بتواند مردم رااز روستاها و اطراف شهرها جمع كند سعيد معقل رامعرفى كرد . امام نظرش را پذيرفت‌و معقل را به مأموريت فرستاد . « 1 » لشكرى عظيم آماده شد و براى مبارزه بامعاويه به راه افتاد كه خبر رسيد خوارج سربه شورش برداشته و درشهرها وباديه ها كشتار به راه انداخته‌اند . امام على ( ع ) سپاه رابه طرف خوارج گسيل داشت . خارجيان در منطقه‌اى بنام نهروان گرد آمدند سپاه توحيد بدانجا رفت و دو گروه رودروى هم قرار گرفتند سعيد همراه طايفه خود دراين نبرد فعالانه شركت كردوهمانند جنگ هاى پيشين باپايدارى ودلاورى دشمن راشكست داد وحماسه‌ها آفريد . همدان درجناح راست لشكر على ( ع ) قرار گرفتند وبافرمانده جناح چپ لشكر خوارج كه شريح نام داشت درگير شدند . « 2 » هنگامه‌اى سخت بپاشد دلاوران همدان باايثار وجانبازى بىنظير دشمن راهلاك كردند . شريح به جانب ديوارى پناه برد و از آنجا جنگ را ادامه داد . همدانيان به سوى او رفتند و پس از يك درگيرى خونين ، شريح به هلاكت رسيد « 3 »

د . سعيد وسفيان غامدى

معاويه به سال 30 هجرت سفيان را بالشكرى بزرگ - شش هزارنفر - براى غارت شهرهاى هيت ، انبار ، ومدائن فرستاد وگفت : هركس باتوهم عقيده نبود نابودش كن . « 4 » سفيان به اين شهرها رفت و دست به كشتار وغارت زد گزارش حمله و تجاوز او

هامش
( 1 ) . الغارات ، ج 2 ، ص 638 .
( 2 ) . كامل ، ابن اثير ، ج 3 ، ص 347 و 345 .
( 3 ) . كامل ، ج 3 ، ص 347 .
( 4 ) . الغارات ، ج 2 ، ص 466 ؛ طبرى ، ج 5 ، ص 134 .