تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣

البتّه مى پذيرفتيم اينك اگر صلح وآرامش ، ما را دريك جا جمع كند رحمت خداوندى است . پس اين فرصت را غنيمت بشماريد ( و دست از جنگ برداريد ) شايد امكان زندگى ، براى آنان كه زنده مانده‌اند ، چند صباحى ديگر فراهم آيد . وكشتگان فراموش شوند چرا كه زندگى قاتل پس از مقتول اندك است . « 1 » دراين هنگام سعيد پيش رفت و در برابر سپاه شام قرار گرفت و گفت : اى مردم شام ! ميان ما وشما اختلافات چندى است كه ما در آنها از دين و دنياى خود دفاع ميكنيم وشما دفاع مقدس ما راخيانت واسراف مى ناميد اينك شما ما رابه چيزى مى خوانيد كه ديروز برسر همان با شما نبرد كرديم . عراقيان به عراق وشاميان به وطن خود باز نمىگردند جزآنكه به امرى شايسته تن دهند و آن اينكه تسليم حكم خداشوند خلافت وحكومت بدست ماست نه شما . اگر اين رانپذيريد وتسليم نشويد ماهمانيم و شماهمان . « 2 » سعيد باسخنان خود تبليغات سوء دشمن را خنثى كرد وباقاطعيت اعلام كرد كه خلافت از آن ماست ( على بن ابيطالب ( ع ) ) و اگر نپذيريد ، جنگ راتاپيروزى كامل ادامه خواهيم داد . ارزش واهميت سخنان سعيد آنگاه آشكار مىشود كه بدانيم اشعث بن قيس از فرماندهان لشكر على ( ع ) همگام وهمنوا بانغمه شوم دشمن نواى صلح سرداد وازامام ( ع ) خواست كه جنگ را متوقف كند وحكميت را بپذيرد . « 3 »

هامش
( 1 ) . وقعهء صفين ، ص 483 ؛ المعيار والموازنه ، ص 175 .
( 2 ) . همان مدرك ؛ المعيار والموازنه 174 - 175 .
( 3 ) . همان مدرك ، ص 482 .