چشمها باديدن كشتهاش روشن وشادمان گشته بودند به او گفتم : اى عمرو اى عمرو بنى حصين ! واى جوانى كه به زودى ( باشمشير آخته من ) به كام مرگ فرو مى روى ، آيا ميخواهى به ابوالحسين ( على بزرگوار ) دست يا بى ؟ ( آه كه چه خيال باطلى ) دستيابى به على ( ع ) سخت دشوار ومحال است . « 1 » معاويه كه اين سخنان راشنيد آتش انتقام در دلش زبانه كشيد و درانديشه ضربه زدن به همدان افتاد . صبح بود و هنوز خورشيد آتش خود را برصحنه خونين نبرد نريخته بود كه معاويه پريشان درميان لشكر يمن مى گشت و فرياد مىزد ؛ تمامى جنگجويان بزرگ يمن رابسيج كنيد تا در برابر همدان مرايارى دهند . « 2 » سپاهى بزرگ آماده شد و به حركت افتاد . امام على ( ع ) كه هميشه براىتأمين نيروهاى خود سعى وتلاش مىكرد ، هنگاميكه آماده شدن سپاه دشمن رامشاهده كرد دانست كه براى ضربه زدن به همدان وانتقام از آنان مهيامى شوند . ازاينرو همدانيان را از توطئه معاويه آگاه كردى وآماده باش كامل داد . آنگاه فرمان حمله راصادر كرد . سعيد ويارانش به دشمن تاختند . درگيرى سختى آغاز شد و با شدت ادامه داشت . اين بار نيز همدان بادلاورى هميشگى خود ، در برابر دشمن ايستادند و آنانراشكست داده از ميدان راندند وپيروزى بزرگى بدست آوردند . سعيد به اين درجه اكتفا نكرد ، بلكه دشمن راتعقيب كرد و تا نزديكى چادر معاويه به پيش رفت . جنگ بابرترى همدان ادامه داشتكه شب فرارسيد و هر دو گروه دست از جنگ كشيدند . كشتار درميان سواران شامى زيادشده بود .
سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 100
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى
ص١٠٠
هامش
( 1 ) . اعيان الشيعه ، ج 7 ، ص 244 . رجوع كنيد به پيوست شماره 2 .
( 2 ) . وقعهء صفين ، ص 436 .