فرماندهى سواره نظام سپاه برگزيد تابه همراه صد مرد جنگى كاملًا مراقب طرف راست سپاه دشمن باشند و آنان را پس برانند . « 1 » هنگاميكه در اواخر نبرد ، مسلمانان ، شكست خوردند ، و همه پا به فرار گذاشتند كسى با پيامبر ( ص ) نماند به جزء على عليه السلام و چند تن ديگر كه مقداد يكى از آنان بود . « 2 » آرى ، او مانند كوه پابر جا ماند و از مرگ نهراسيد و با شجاعت تمام به دفاع از جان پيامبر اكرم ( ص ) پرداخت و توانست به همراه ديگران هر حمله اى را كه از جانب دشمن به سوى پيامبر مى شد دفع كند وبدينسان جانبازى تعدادى ثابت قدم و پايدار ، سبب شد كه جان پيامبر اسلام ( ص ) از خطر نجات يابد .
عدالت مقداد
در يكى از سريه ها ، كه مقداد نيز همراه گروه عمل كننده شركت داشت . افراد سريه در محاصره دشمن واقع شدند . فرمانده گروه دستور داد هيچ كس چهار پاى سوارى خود را به چرا نبرد . اما يكى از افراد گروه كه فرمان به او نرسيده بود .
چهارپايش را به چرا برد . فرمانده از جريان آگاه شد و آن شخص را تنبيه كرد و او هنگام بازگشت مىگفت :
« همانند چنين روزى هرگز نديده بودم . »
مقداد از كنار او رّد مىشد كه سؤال كرد : « تو را چه شده ؟ چرا ناراحتى ؟ »
آن شخص داستان رابراى او تعريف كرد مقداد با شنيدن كار خلاف فرمانده ، شمشير را حمايل كرد و همراه آن شخص پيش فرمانده رفت و گفت : « در قصاص خود را بپرداز »
هامش
( 1 ) . كامل ، ابن اثير ، ج 2 ، ص 152 .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 2 ، ص 141 ، بيروت ؛ ابن سعد در طبقات ، ج 3 ، ص 162 ؛ بيروت مىنويسد : در جنگ احد مقداد جزو تير اندازان بوده است .