را خبردار كردند و با هفتاد تن سواره به تعقيب آنان پرداختند تا آنكه به آن دو رسيدند . مقداد و همراهش جسد را از روى اسب به زمين گذاشتند و آماده نبرد شدند كه ناگهان زمين جسد را فرو برد و در آغوش خود پنهان نمود . « 1 » همراه مقداد رو به قريش كرد و گفت : « چه چيز شمارا بر ما جرأت داده است اى گروه قريش ؟ من و همراهم ، مقداد بن اسود دو شير بيشهايم و آماده دفاع هستيم . پس كفار صلاح در ترك منازعه ديده و بازگشتند ، مقداد و همراهش نيز به مدينه رفتند و جريان را گزارش دادند . « 2 » جبرئيل بر پيامبر نازل شد و از جانب پروردگار وحى آورد كه : اى رسول خدا ، خداوند بر اين دو مرد ، بر تمامى ملائكش مباهات مىكند . « 3 »
مقداد در جنگ ذى قَرَد
غزوه ذى قرد در جمادى الاولى سال چهارم هجرى واقع شد علت وقوع اين غزوه حمله به شتران شيرده رسول خدا ( ص ) و كشتن پسر ابوذر بود كه بوسيلهء « عيينه بن حصن فزارى » انجام گرفت .
يكى از اصحاب پيامبر اكرم ( ص ) به نام « سلمة بن عمرو بن اكوع اسلمى » به طرف « غابه » ميرفت كه ناگاه متوجّهء حمله دشمن به شتران پيامبر شد و فرياد زد .
رسول خدا ( ص ) فرياد سلمه را شنيد و براى اولين بار درمدينه نداى يا خيل اللَّه اركبى در داد و اصحاب به نداى پيامبر پاسخ داده و حركت كردند ، پيشاپيش همهء سواران مقداد بن عمرو بود پيامبر ( ص ) به آنها فرمود : شما در
هامش
( 1 ) . از اين جهت خُبيب ، « بَليعُ الْارضْ » لقب يافت .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 2 ، ص 154 ، چاپ بيروت ؛ ترجمه مغازى ، ج 1 ، ص 261 - 267 .
( 3 ) . ناسخ التواريخ ، احوال ، حضرت رسول ، ج 2 ، ص 24 ، چاپ اسلاميه .