تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرداران صدر اسلام (فارسى) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
فرمانده هم آماده شد اما آن فرد بخشيد و مقداد هم بازگشت در حالى كه مىگفت : « من خواهم مرد و اسلام عزيز و سربلند خواهد ماند » . « 1 »

سَريّه نَخْله

درماه رجب و آغاز هفدهمين ماه هجرت گروهى گشتى به فرماندهى عبدالله‌بن جحش به نَخْله ( كه به بستان ابن عامر هم معروف بود ) اعزام شدند تا از كارهاى قريش كسب اطلاع كنند درگيرى پيش آمد و مقداد حكم بن كيسان را كه از بزرگان قريش بود اسير كرد . فرماندهء گروه خواست گردن حكم را بزند اما مقداد به فرمانده چنين پيشنهاد كرد : « رهايش كن تا او را به حضور پيامبر اكرم ( ص ) ببريم » او را به مدينه آوردند يكى از اصحاب گفت او را بكشيد اما پيامبر او را به اسلام دعوت كرد و او پذيرفت و اسلام آورد . آنگاه پيامبر به اصحاب خود فرمود : « اگر لحظه‌اى پيش ، از شما اطاعت كرده بودم و او مىكشتم وارد آتش مىشد . » « 2 » ايمان آوردن و نجات « حكَم » در سايهء تشخيص و پيشنهاد مقداد بود كه مىتوان از اين عمل مقداد چنين نتيجه گرفت : آن هنگام كه در جنگ ، رزمنده‌اى دشمنى را اسير مىكند ، اگر بيم خطر نباشد و احتمال دهد با نكشتن اسير ، زمينهء ايمان آوردن او ايجاد مىشود و مومنى خواهد شد كه بعدها در راه اسلام جهاد كند نبايستى او را كشت .

مقداد در آستانهء خطر

هامش
( 1 ) . حياة الصحابه ، ج 2 ، ص 98 ، نشر بيروت .
( 2 ) . ترجمه مغازى ، ج 1 ، ص 11 .