تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسيران و جانبازان كربلا — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥

اهل‌بيت ( ع ) « 1 » نعمان‌بن بشير را نزد خود فراخواند و به او گفت : آماده باش تا اين زنان را به مدينه ببرى . [ سپس براى تبرئه خود ] در مكانى خلوت و دور از چشم ديگران به علىبن حسين ( ع ) گفت : خداوند پسر مرجانه را لعنت كند . به خدا قسم آگاه باش كه اگر من با پدرت روبرو مىشدم هرچه را كه پيشنهاد مىكرد مىپذيرفتم و با آنچه در توان داشتم از مرگ او جلوگيرى مىكردم . امّا قضاى الهى چنان رقم خورد كه ديدى . ولى تو [ چون به مدينه رسيدى ] برايم نامه بنويس هر حاجتى كه داشته باشى برآورده مىسازم . آنگاه لباس‌ها و پيراهن‌هاى غارت شدهء امام سجّاد ( ع ) و خاندان عصمت و طهارت را همراه پوشاك اهدايى خود ، به آن بزرگوار داد و آنان را عازم مدينه كرد . « 2 »

5 - از شام تا مدينه

امام سجاد ( ع ) و اهل بيت سيّدالشهدا ( ع ) ، پس از گذراندن مصائب و مشكلات فراوان در شام به سوى مدينه حركت كرده و وارد عراق شدند . از راهنماى قافله خواستند كه آنها را از كربلا عبور دهد . هنگامى كه به آن سرزمين بد خاطره رسيدند ، با جابربن عبداللَّه انصارى و جمعى از بنى هاشم و عدّه‌اى از مردان خاندان رسالت كه به زيارت امام حسين ( ع ) آمده بودند روبرو شدند . « 3 » امام سجاد ( ع ) به جابر فرمود : « يا جابرُ هيهُنا و اللَّه قُتِلَتْ رجالُنا و ذُبحَتْ اطفالنا و سُبيت نسائُنا و حُرِّقَتْ خيامنا . » « 4 »

هامش
( 1 ) - الفتوح ، ج 5 ، ص 249 .
( 2 ) - الارشاد ، ج 2 ، ص 122 . نيز ر . ك ، تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 262 با مقدارى تفاوت و زيادتى دينورى در اين‌باره مىنويسد : يزيد به علىبن الحسين ( ع ) گفت : همراه بانوان و افراد خود حركت كن و آنان را به مدينه ببر ، يك نفر را نيز به همراه سى سوار روانه كرد و دستور داد پيشاپيش حركت كند و دور تر از آنان فرود آيد تا اينكه به مدينه برسند . ( اخبار الطوال ، ص 260 )
( 3 ) - الملهوف ، ص 255 .
( 4 ) - اعيان الشيعه ، ج 4 ، ص 47 .