12 - 4 - پيشنهاد امام سجاد ( ع ) به يزيد
پس از اعتراض امام سجاد ( ع ) به خطيب دربارى يزيد و اينكه نبايد خشنودى خلق خدا را به خشم آفريدگار بفروشد . يزيد به امام ( ع ) وعده داد تا پيشنهادهاى او را عملى كند . « 2 » امام سجّاد ( ع ) فرمود : 1 - مىخواهم يك بار ديگر چهرهى مبارك آقا و مولايم حسين ( ع ) را ببينم . از روى او توشه بردارم و با وى خداحافظى كنم . 2 - آنچه سپاهيان از ما غارت كردهاند برگردانده شود . 3 - اگر تصميم به كشتن من گرفتهاى فردى مطمئن را با اين زنان همراه كن تا آنان را به حرم جدّشان برسانند . يزيد گفت : روى پدرت را هرگز نخواهى ديد . ولى تو را نمىكشم و كسى جز تو همراه زنان نخواهد رفت و در مورد سوّم ، آنچه از شما برده شد من چندين برابرش را جبران مىكنم . امام ( ع ) فرمود : ما اموال ترا نمىخواهيم . ارزانى خودت باد . من آنچه را سپاهيان تو غارت كردهاند مىخواهم . زيرا در ميان آنها دوك نخ ريسى فاطمه دختر رسول خدا ( ص ) ، مقنعه ، گردن بند و پيراهنش بود . يزيد دستور داد آنها را برگردانند و خود نيز دويست دينار بر آنها افزود . امام سجاد ( ع ) آن دينارها را گرفت و بين فقرا و مستمندان تقسيم كرد . سپس يزيد دستور داد اسيران را به وطن خود مدينه باز گردانند . « 3 » به گفتهى برخى از مورّخان ، امام سجاد ( ع ) ، سر امام حسين ( ع ) و ساير شهيدان