است كه دانش با جانشان آميخته است . ولى مردم آن قدر اصرار كردند تا اين كه يزيد پذيرفت . آنگاه زين العابدين ( ع ) منبر رفت و پس از حمد و ثناى خداوند چنان خطبهاى خواند كه چشمها از آن گريست و قلبها به تپش افتاد ؛ و طى آن فرمود : اى مردم ! شش چيز به ما عطا شده است و با هفت چيز بر ديگران فضيلت يافتهايم . آنچه به ما عطا شده ، دانش ، بردبارى ، بخشندگى ، فصاحت ، شجاعت و محبت در دلهاى مؤمنان است ، و هفت فضيلتى كه خداوند به ما بخشيده اين است كه پيامبر برگزيدهء خدا ، محمد مصطفى ، از ماست . صدّيق و راستگوى اين امت [ على ( ع ) ] از ماست ؛ جعفر طيّار از ماست ؛ شير خداو شير رسول او [ حمزه ] از ماست . سرور زنان جهان ، زهراى بتول ، از ماست ؛ دو سبط اين امت [ حسن و حسين ] و سرور جوانان بهشت ، از مايند . هر كس مرا مىشناسد كه مىشناسد و براى آنان كه مرا نمىشناسند اصل و نسبم را معرفى مىكنم : منم فرزند مكه و منا « 1 » منم فرزند زمزم « 2 » و صفا « 3 » ، منم فرزند كسى كه زكات [ به نقلى ركن ] را در رداى خود حمل كرد . منم فرزند بهترين كسى كه ازار و ردا بر تن كرد ، منم فرزند بهترين كسى كه با پاىافزار و پاى برهنه راه رفت ، منم فرزند بهترين كسى كه سعى « 4 » و طواف « 5 » كرد ، منم فرزند كسى كه حج گزارد و تلبيه « 6 » گفت ، منم فرزند كسى كه با براق « 7 » به آسمان رفت ، منم فرزند كسى كه از مسجدالحرام به مسجدالاقصى سير داده شد - منزه است آن كه سيرش داد - منم فرزند كسى كه جبرئيل او را به سدرة المنتهى رسانيد . منم فرزند آن كه نزديك و نزديكتر شد ، به اندازه طول يك كمان و يا نزديكتر ، منم فرزند
اسيران و جانبازان كربلا — صفحة 60
مساهمون: محمد مظفرى
ص٦٠
هامش
( 1 ) - منا : موضعى است كه در مكه معظمه كه مقام بازار است و حاجيان در آنجا قربانى كنند .
( 2 ) - زمزم : چاهى است نزديك خانهء كعبه شرفها اللَّه .
( 3 ) - صفا : مكان بلندى است از كوه ابوقبيس ، بين آن و مسجدالحرام عرض وادى است كه راه و بازار است .
( 4 ) - سعى : دويدن ميان صفا و مروه .
( 5 ) - طواف : به طرز خاص گرد خانه كعبه گشتن .
( 6 ) - تلبيه : لبيك گفتن در حج ، لبيك گفتن حاجيان .
( 7 ) - براق : مركبى كه حضرت رسالت پناه ( ع ) در شب معراج بر آن سوار شدند و آن كلانتر از خر و فروتر از شتر بود .