تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسيران و جانبازان كربلا — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١

آن كه نماز فرشتگان آسمان را امامت كرد . منم فرزند آن كه رب جليل هرچه خواست بر او وحى كرد . منم فرزند محمد مصطفى ، منم فرزند على مرتضى : آن كه بر بينى مردم زد تا بگويند لا إله الا اللَّه . منم فرزند آن كه در خدمت پيامبر با دو شمشير و دو نيزه جنگيد ، و دوبار هجرت كرد ؛ و دوبار بيعت نمود و در بدر و حنين جنگيد و حتى يك چشم بر هم زدن به خداوند كفر نورزيد . منم فرزند صالح مؤمنان و وارث پيامبران و از پا در آورندهء مشركان و رئيس مسلمانان و نور مجاهدان و زينت عبادت كنندگان و برترين به پا ايستادگان از آل ياسين و فرستادهء پروردگار عالميان . و منم فرزند تأييد شده به وسيلهء جبرائيل و يارى شده به ميكائيل ، منم فرزند حمايت كننده از حريم مسلمانان و كشنده قاسطين « 1 » و ناكثين « 2 » و مارقين « 3 » و پيكار كننده با دشمنان سرسخت ، و برتر از همهء قريش ، و نخستين مؤمنى كه دعوت خدا را پذيرفت و در ايمان به خدا از همه پيشى گرفت . در هم كوبنده سركشان ، نابود كننده مشركان ، تيرى از تيرهاى خداوند بر جان منافقان و زبان حكمت عبادت كنندگان ، ياور دين ، ولى امر خدا ، بوستان حكمت و گنجينه‌دانش پروردگار ، باگذشت ، بخشنده ، گشاده‌رو ، زكى ، ابطحى ، دوستدارنده ، خشنود ، پيشگام با همت ، روزه دار ، شكيبا ، پاكيزه شده ، شب زنده دار ، شجاع ، گشاده دست ، از ميان برندهء نسل‌ها و پراكنده سازندهء احزاب [ كافر ] . آن كه از همه قوى دل‌تر بود ، آزاده‌تر بود ، زبان آورتر بود ، سرسخت‌تر بود . شير ژيان ، ابر بارنده كه هرگاه در جنگ ، نيزه‌ها نزديك مىشدند و اسب‌ها تاخت مىآورند ، همه را به ضرب نيزه از پاى در مىآورد ، آنان را چونان آسياب خرد مىكرد و چون تند باد پراكنده مىساخت . شير حجاز ، صاحب اعجاز ، قوچ عراق ، و آن كه به نص و استحقاق امام بود . مكى ، مدنى ، ابطحى ، تهامى ، خيفى ، عقبى ، بدرى ، احدى ، شجرى و مهاجرى . ميان اعراب سرورشان و در ميان صحنهء جنگ چون شير ژيان ، وارث مشعريان ، پدر دو سبط : حسن و حسين . مظهر شگفتىها ، پراكنده سازنده سپاه‌ها ، شهاب ثاقب ، نور جانشين پيامبر ، شير پيروز

هامش
( 1 ) - كسانى كه از جنگ صفين در صف معاويه بودند .
( 2 ) - كسانى كه در جنگ جمل شركت داشتند .
( 3 ) - مراد ، اصحاب نهروان است .