5 - 2 - خطبهى امام سجّاد ( ع ) در كوفه « 1 »
امام سجاد ( ع ) با ايراد خطبهى داغ و كوبنده هر چند در لباس اسارت ، عزّت خاندان پيامبر ( ص ) را حفظ كرد و كمترين حرف يا عكس العمل يا موضعگيرى كه نشان دهندهى ذلّت و خوارى آن دودمان باشد از خود نشان نداد . « 2 » امام چهارم ( ع ) پس از خطبهى حضرت زينب ، فاطمه صغرى و ام كلثوم به مردم اشاره كرد كه خاموش شوند . پس از سكوت مردم ، آن حضرت خداى را سپاس گفت و بر پيامبرش درود فرستاد و سپس فرمود : اى مردم هر كس مرا مىشناسد مىشناسد و هر كس نمىشناسد ، من على ، فرزند حسين ، هستم كه او را بر ساحل فرات ظالمانه و بدون هيچ گناهى كشتند . من فرزند كسى هستم كه حرمت او را شكستند و مال و ثروتش را به غارت بردند و زن و فرزندش را اسير كردند . من فرزند كسى هستم كه مظلومانه كشته شد و همين يك افتخار ما را بس است . اى مردم شما را به خدا سوگند مىدهم ، بگوييد آيا مىدانيد كه شما به پدرم نامه نوشتيد و او را فريفتيد و با او عهد و پيمان بستيد او نيز در پاسخ دعوت شما آمد و آنگاه با او جنگيديد ؟ اى مرگ بر شما ! براى قيامت خود بد توشهاى از پيش فرستادهايد و شما مردانى كژ انديشيد . آنگاه كه رسول خدا ( ص ) به شما بفرمايد : شما كه خاندانم را كشتيد و حرمت مرا هتك كرديد پس ، از امت من نيستيد ، با كدام چشم به او خواهيد نگريست ؟ راوى گويد : همه صداها به گريه بلند شد و مردم به يكديگر مىگفتند : هلاك شديد و خود خبر نداريد !