تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسيران و جانبازان كربلا — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
تُصَفِّقُونَ علينا كفَّكُمْ فَرَحاً * و أنتم فى فِجاجِ الأرضِ تَسْبُونا أَلَيْسَ جَدّى رسول‌ُاللَّه وَيْلَكُمْ * أهْدَى البَريَّةِ مِنْ سُبُلِ المُضلّينا يا وَقْعةَ الطفِّ قدْ أَوْرَثْتَنى حُزْنا * واللَّهُ يَهْتِكُ أستارَ المُسِئِينا « 1 »
اى امت بد ( كردار ) ! بر خانه‌هايتان باران نبارد ؛ اى امتى كه حرمت جدّ ما را در مورد ما رعايت نكرديد ! اى در روز قيامت ، ما و رسول خدا گرد آييم . شما چه پاسخى به رسول خدا ( در رابطه با اين فاجعه ) خواهيد داد ؟ ! ما را بر شتران عريان سوار مىكنيد و مىگردانيد ! گويى ما همان كسانى نيستيم كه اساس دين را در ميان شما محكم ساختيم ! اى بنى اميّه ! از اين مصيبت‌ها كه بر ما وارد آمده آگاهيد ولى پاسخ خواسته‌هاى ما را نمىدهيد . از فرط شادى و شعف كف مىزنيد ( كه ما اسير شده‌ايم ) ! و ما را به نقطه‌هاى پراكنده‌اى از گستره‌ى زمين با حالت اسيرى ، سوق مىدهيد ! واى بر شما ! آيا جدّ ما رسول خدا مردم دنيا را از گمراهى نجات نداد و به راه راست هدايت نكرد ! ؟ اى حادثه‌ى كربلا ! مرا اندوهگين كردى ، خداوند متعال پرده از روى كار بدكاران برخواهد داشت و آنان را رسوا خواهد كرد .

2 - 2 - امام سجاد در قصر دارالاماره

پس از گفتگوى عبيداللَّه بن زياد با حضرت زينب ( س ) و پاسخ دندان شكن عقيله‌ى بنى هاشم ، علىبن حسين ( ع ) را نزد او آوردند . عبيداللَّه به امام چهارم ( ع ) گفت : تو كيستى ؟ فرمود : علىبن الحسين ( ع ) . ابن زياد گفت : مگر خدا علىبن الحسين ( ع ) را نكشت ؟ امام سجاد ( ع ) فرمود : من برادرى داشتم كه نامش على بود و مردم او را كشتند . ابن زياد گفت : بلكه خدا او را كشت . علىبن حسين ( ع ) فرمود : « اللَّه يَتوفّى الْانْفُسْ حينَ موتِها » ( زمر / 42 ) « خداوند ، ارواح را به هنگام مرگ قبض مىكند . » ابن زياد خشمگين شد و گفت : تو جرأت پاسخ دادن به من را نيز دارى ؟ و هنوز توانايى باز گرداندن سخن من در تو هست ؟ او را ببريد و گردن بزنيد .
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 45 ، ص 114 .