سوى يزيد فرستاد و پس از آن غل و زنجير به گردن علىبن الحسين ( ع ) نهاد و با مُجْفِربنثعلبهء عائذى و شمربن ذىالجوشن اسيران خاندان عصمت و طهارت را روانهى شام كرد . تا به آن گروهى رسيدند كه سر امام را برده بودند . « 1 » ولى سيّدبن طاووس مىنويسد : يزيدبن عبيداللَّهبن زياد دستور داد كه سر امام حسين ( ع ) و سرهاى ياران آن حضرت را همراه زنان و كودكان شام بفرستد . « 2 »
1 - 3 - امام سجاد ( ع ) در راه شام
امام باقر ( ع ) از پدر بزرگوارش پرسيد : يزيد چگونه شما را به سوى شام برد ؟
امام ( ع ) پاسخ داد : مرا بر شترى لنگ و برهنه و زنان را پشت سر من بر روى استرهاى برهنه و بدون پالان سوار كردند . سر مقدس پدرم حسين ( ع ) هم بالاى نيزه مقابلم بود و دشمن با نيزه ما را محاصره كرده بود و هرگاه يكى از ما مىگريست با نيزه بر سر او مىزدند تا آنكه وارد شام شديم . « 3 »
2 - 3 - منزلگاههاى كوفه تا شام
اگرچه به قول شيخ مفيد ( ره ) ، امام سجاد ( ع ) در راه كوفه تا شام با كسى سخن نگفته است ؛ « 4 » ولى در برخى از مقاتل ، ابياتى وجود دارد كه انشاء آن را در توقّفگاهاى بين راه به امام سجاد ( ع ) نسبت دادهاند . اين منزلها و اشعارى كه در آن خوانده شده عبارت است از :
الف - دعوات : « 5 »
هنگامى كه دشمن مىخواست كاروان اهل بيت ( ع ) را از « دعوات » حركت
هامش
( 1 ) - الارشاد ، ج 2 ، ص 118 - 119 .
( 2 ) - الملهوف ص 208 .
( 3 ) - عوالم ج 17 ، ص 413 .
( 4 ) - الارشاد ، ج 2 ، ص 119 .
( 5 ) - نام اين منزل و استراحتگاه « سيبور » كه در سطور بعدى خواهد آمد در معجمها ديده نشد ولى در مقاتل نام آنها ذكر شده است .