بيمار را نمىكشى ؟ « 1 » من گفتم : سبحاناللَّه ! آيا كودكان « 2 » را هم مىكشند ؟ آيا همين كودكى و بيمارى او را بس نيست ؟ همانجا ماندم تا آنان از علىبن الحسين ( ع ) دور شدند . وقتى عمر سعد به خيمهها آمد زنان به روى او فرياد زدند و گريستند . سپس عمربن سعد به همراهانش فرمان داد كه هيچ فردى به خيمهى زنان وارد نشود و متعرّض اين كودك بيمار نگردد . . . « 3 » . پس گروهى را به خيمهى زنان و امام سجاد ( ع ) به پاسدارى واداشت و گفت : مواظب باشيد كه اينان از خيمه بيرون نروند و كسى نيز به آنان آزار نرساند . « 4 »
7 - 2 - تدبير امام سجاد ( ع )
هنگامى كه دشمن خيمههاى امام حسين ( ع ) را به آتش كشيد حضرت زينب ( س ) نزد امام سجاد ( ع ) آمد و عرض كرد : اى يادگار گذشتگان و پناه باقى ماندگان ، ما چه وظيفهاى داريم ؟ امام ( ع ) فرمود : " عليكنّ بالفرار " بر شما باد كه فرار كنيد .
تمام بانوان و كودكان در حالى كه گريان بودند و فرياد مىزدند محلّ اقامت را ترك كردند ولى زينب ( س ) باقى ماند و كنار بستر امام ( ع ) به آن حضرت مىنگريست و امام ( ع ) بر اثر شدت بيمارى قادر به بيرون رفتن نبود . « 5 »
هامش
( 1 ) - فرمان كشتن امام سجاد ( ع ) در كربلا توسط شمر صادر شده است ( ترجمة الامام الحسين ( ع ) ابن سعدص 78 ) . خولى يكى از افرادى است كه فرش را از زير بدن امام سجاد ( ع ) كشيد و مقنعه و گوشوارهى حضرت زينب ( ع ) را برداشت ولى دچار عذاب الهى شد و مختار از او انتقام گرفت .
( 2 ) - در ص 29 آوردهايم : امام سجاد ( ع ) در كربلا كودك نبود و 23 سال عمر داشت . در صورت صحت مطلب فوق ( كودك بودن امام ( ع ) ) شايد بتوان گفت چون بيشتر افراد باقىمانده از خاندان امام حسين ( ع ) زن و كودك بودند حميدبن مسلم نيز از امام سجاد ( ع ) به كودك تعبير كرده است .
( 3 ) - در برخى از منابع افزون بر مطلب فوق چنين آمده است : امام سجاد ( ع ) به حميدبن مسلم گفت : پاداشخيريابى ، خداوند به سبب گفتار تو شرّى را از من دور كرد . ( تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 454 ؛ مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 43 )
( 4 ) - الارشاد ، ج 2 ، ص 112 .
( 5 ) - معالى السبطين ، ج 2 ، ص 88 .